فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۶۷ مطلب با موضوع «تربیتی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

«یا ستار العیوب »

‏    🧿عباسقلی خان در مشهد بازار معروفی دارد. مسجد- مدرسه- آب انبار- پل و دارلایتام و اقدامات خیریه دیگری هم از این دست داشته است. به او خبر داده بودند در حوزه علمیه ای که با پول او ساخته شده، طلبه ای شراب می خورد !!!
♨ناگهان همهمه ای در مدرسه پیچید. طلاب صدا می زدند حاج عباسقلی است. در این وقت روز چه کار دارد؟ از بازار به مدرسه آمده است.
🧿عباسقلی خان یکسره به حجره ی من آمد  و بقیه دنبالش.
♨داخل حجره همه نشستند. ناگهان عباسقلی خان به تنهایی از جایش بلند شد و کتابخانه کوچک من را نشانه رفت. رو به من کرد و گفت :لطفا بفرمایید نام این کتاب قطور چیست؟  گفتم: شاهنامه فردوسی.
🧿- دلم در سینه بدجوری می زد. سنگی سنگین گویی به تار مویی آویخته شده است. بدنم می لرزید.
اگر پشت آن کتاب را نگاه کند، چه خاکی باید بر سرم بریزم؟ عباسقلی خان دستش را آرام به سوی کتاب های دیگر دراز کرد...
♨- ببخشید، نام این کتاب چیست؟
🧿- بحارالانوار. عجب...! این یکی چطور؟ گلستان سعدی.   چه خوب...! این یکی چیست؟ حلیه المتقین و این یکی؟! ...
♨لحظاتی بعد، آن چه نباید بشود، به وقوع پیوست. عباسقلی خان، آن چه را که نباید ببیند، با چشمان خودش دید. کتاب حجیمی را نشان داد و با دستش آن را لمس کرد. سپس با چشمانی از حدقه درآمده به پشت کتاب اشاره کرد و با لحنی خاص گفت:
🧿- این چه نوع کتابی است، اسمش چیست؟ معلوم بود. عباسقلی خان پی برده بود و آن شیشه لعنتی پنهان شده در پشت همان کتاب را هدف قرار داده بود.
♨برای چند لحظه تمام خانه به دور سرم چرخید، چشم هایم سیاهی رفت، زانوهایم سست شد، آبرو و حیثیتم در معرض گردباد قرار گرفته بود. چرا این کار را کردم؟! چرا توی مدرسه؟! خدایا! کمکم کن، نفهمیدم، اشتباه کردم... خوشبختانه همراهان عباسقلی خان هنوز روی زمین نشسته بودند و نمی دیدند، اما با خود او که آن را در اینجا دیده بود چه باید کرد؟
🧿- بالاخره نگفتی اسم این کتاب چیست؟
♨- چرا آقا ; الان می گم. داشتم آب می شدم. خدایا! دستم به دامنت. در همین حال ناگهان فکری به مغزم خطور کرد و ناخودآگاه برزبان راندم: یا ستار العیوب، و گفتم:نام این کتاب، «ستارالعیوب» است آقا! فاصله سوال آمرانه عباسقلی خان و جواب التماس آمیز من چند لحظه بیشتر نبود.
🧿شاید اصلا انتظار این پاسخ را نداشت. دلم بدجوری شکسته بود و خدای شکسته دلان و متنبه شدگان این پاسخ را بر زبانم نهاده بود. حالا دیگر نوبت عباسقلی خان بود. احساس کردم در یک لحظه لرزید و خشک شد. طوری که انگار برق گرفته باشدش.
♨شاید انتظار این پاسخ را نداشت. چشم هایش را بر هم نهاد. چند قطره اشک از لابلای پلک هایش چکید.
ایستاد و سکوت کرد. ساکت و صامت و یکباره کتاب ستار العیوب (!) را سرجایش گذاشت و از حجره بیرون رفت. همراهانش نیز در پی او بیرون رفتند، حتی آنها هم از این موضوع سر درنیاوردند، و هیچ گاه به روی خودش هم نیاورد که چه دیده است.   ..
***
🧿... اما محصل آن مدرسه، هماندم عادت را به عبادت مبدل کرد. سر بر خاک نهاد و اشک ریخت. سالیانی چند از آن داستان شگفت گذشت، محصل آن روز ، بعدها معلم و مدرس شد و روزی در زمره  بزرگان علم، قصه زندگی اش را برای شاگردانش تعریف کرد. «زندگی من معجزه ستارالعیوب است» ستار العیوب یکی از نام های احیاگر و معجزه آفرین خدا است و من آزاد شده و تربیت یافته همان یک لحظه رازپوشی و جوانمردی عباسقلی خانم که باعث تغییر و تحول سازنده ام شد.
منبع :«اخلاق پیامبر و اخلاق ما» ؛ نوشته استاد جلال رفیع  انتشارات اطلاعات صفحه 332

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

امام باقر (ع) : یاران آخر زمان راحت از پول همدیگر بر می دارند! اموالشان مال هم است.( بحار - جلد 73، صفحه 185)

مرد: پس برای این که جامعه امام زمانی بشه برم هرچه پول می خوام از جیب دوستم بردارم.

راوی: البته دوست عزیز این جاده دوطرفه است، شما هم باید بزاری دوستت هرچه پول لازم داره از جیبت برداره.

مرد: این که سخت شد.

راوی: بله برای همینه که امام زمان علیه السلام غائب هستن، چون ما آماده برای گذشت و برادری نشدیم.

مرد: من که آماده ام الان اجازه بده برم از جیب دوستم پول بردارم، لااقل نصف حدیث امام باقر (علیه السلام) رو که عمل کردم.

راوی: عمل به نصف گفته امام مشکل رو حل نمی کنه. مثل این که هیچ لامپی با یک سیم روشن نمیشه ، باید هردو سیم برق داشته باشه. هیچ پرنده هم نمی تونه با یک بال پرواز کنه.

مرد: پس باشه فکرامو بکنم.

راوی: بله نزدیک به هزار و دویست ساله که امام ما غائبه و ما رفتیم که فکرامونو بکنیم.

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰



💠 این روزها کتاب «داستان های بریده بریده» نوشته علیرضا نظری خرم را بخوانید تا با زبان شیرین و جذاب نویسنده ، به همه عرصه ها در کربلا سر بزنید و متوجه شوید در کربلا امام حسین علیه السلام چه مظلومیت باور نکردنی را چشیدند و چه توهین هایی را تحمل کردند و اهل بیت در چند روز قبل و بعد عاشورا و در اسارت چه سختی هایی دیدند.
🔆خواندن این کتاب برای هر جوانی واقعا لازمه ، داستانش هم برای سن 15 به بالا برای اکثر افراد مفیده و مطالب تازه ای داره.
💠نویسنده اش یک محقق بوده و داستان را آب نبسته بلکه واقعا کتابش مطلب داره .
🔆ضمنا اتفاقات تلخ کربلا رو به زبان راحت و محاوره ای نوشته که از تلخی آن مقداری کاسته شده، ذیلا خلاصه ای از صفحه 283  کتاب را تقدیم می کنیم با عنوان: نافع بن هلال
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

✖️حبیب ابن مظاهر در صحرای کربلا با اجازه امام به طرف قبیله بنی اسد رفت تا از آنها دعوت کند به لشکر امام بپیوندند، کارش نتیجه داد و تعداد قابل توجهی از مردان بنی اسد آماده شدند تا به یاری امام بشتابند.

✖️امام یکی از افراد قبیله بنی اسد به نام جبله در یک اقدام جاسوسی، شبانه خودش را به لشکر یزید رساند و خبر داد که بنی اسد قرار است به کمک امام حسین (ع) بروند.

✖️فورا چهار هزار نفر از سربازان یزید برای سرکوب قبیله بنی اسد حرکت کردند ، افراد قبیله که بدون خبر از همه جا و بدون پیش بینی های امنیتی و اطلاعاتی در حال حرکت به سمت کربلا بودند ، در کمین سپاه یزید افتادند.

️مردان بنی اسد نتوانستند مقاومت کنند عقب نشستند و به این شکل یارگیری حبیب ابن مظاهر ناموفق ماند.

🔸🔹 راستی به عنوان یک مسلمان چقدر جهات امنیتی را رعایت می کنیم؟؟

@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

✖️یکی از کسانی که دو دوتا چهارتا می کرد تا ببینه اگر با امام حسین(ع) همراه بشه، براش سود داره یا زیان ؟ به نون و نوا میرسه یا نه؟ فردی به نام فرزدق بود.

▪️در نهایت به این نتیجه رسید که راه امام خیلی پر خطره ! به همین خاطر از همراهی با امام منصرف شد.

◽️نکته: حرکت در مسیر اسلام را مشروط به رسیدن به زندگی مرفه نکنیم، مبادا اگر نان و آب در کار نبود ، امام را تنها بگذاریم.

️برداشتی از ص 159 کتاب ارزشمند (داستان های بریده بریده) نوشته علیرضا نظری خرم

@tarikhye

️▫️️▪️▫️️▪️▫️▪️

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

🔸مفضل بن قیس، سخت در فشار زندگی واقع شده بود. فقر و تنگدستی، قرض و مخارج زندگی او را آزار می‏ داد. یک روز در محضر امام صادق، لب‏ به شکایت گشود و بیچارگی های خود را مو به مو تشریح کرد: فلان مبلغ‏ قرض دارم، نمی دانم چه جور ادا کنم، فلان مبلغ خرج دارم و راه در آمدی‏ ندارم، بیچاره شدم، متحیرم، گیج شده‏ام، به هر در بازی می‏روم به رویم‏ بسته می ‏شود. در آخر از امام تقاضا کرد درباره ‏اش دعایی بفرماید و از خداوند متعال بخواهد گره از کار فرو بسته او بگشاید.

🔹امام صادق به کنیزکی که آنجا بود فرمود: برو آن کیسه اشرفی که‏ منصور برای ما فرستاده بیاور.

🔹کنیزک رفت و فورا کیسه اشرفی را حاضر کرد.

🔸آنگاه به مفضل‏ بن قیس فرمود: در این کیسه چهار صد دینار است و کمکی است برای‏ زندگی تو.

🔸- مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم این نبود، مقصودم فقط خواهش‏ دعا بود.

🔹- بسیار خوب، دعا هم می‏ کنم . اما این نکته را به تو بگویم، هرگز سختی ها و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نکن، اولین اثرش این است‏ که وانمود می‏ شود تو درمیدان زندگی زمین خورده‏ ای و از روزگار شکست‏ یافته ‏ای. در نظرها کوچک می‏ شوی. شخصیت و احترامت از میان می ‏رود.

️          منبع: میزان الحکمه ح 8098 ص 233 به نقل از کافى ج 4 ص 21 ح 7

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

تربیت و شخصیت

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


🍃🔻به مناسبت دهه کرامت و میلاد امام رضا(ع):                                                                     
🔸امام رضا (ع) بر حسب ظاهر دوّمین شخصیّت کشور اسلامى آن روز بودند، و این کشور از مجموع دو ابرقدرت آمریکا و شوروى هم وسیع تر بود، زیرا از شمال تا نصف شوروى و ترکیه، از جنوب تا آفریقا، از مشرق تا چین و هند و از مغرب تا اسپانیا را شامل مى شد، و حضرت رضا (ع) با مقامى که داشتند، بر حسب ظاهر آن روز ولیّعهد بوده، و قادر بر هرگونه کارى بودند.
✖روش ایشان در مردم داری این بود که با داشتن مقام جانشین سلطنت، در زندگی و رفاه خودشان تغییرى راه نداده و ساده مى زیستند، به هنگام صرف غذا غلامان و زیردستان کوچک و بزرگ را احضار نموده و با سخنان خود آنان را مأنوس مى کرده و بعد همه باهم دسته جمعى سر یک سفره به صرف غذا مشغول مى شدند.
🔸هنگامى که یکى از حضار عرضه داشت: براى زیردستان،سفره جداگانه اى بگسترانید، امام فرمودند: خداى ما یکى، و پدر و مادرمان حضرت آدم و حوّا هم یکى است، و پاداش هرکسى در گرو عمل اوست.
@tarikhye

 

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

751- هجرت نا تمام

به نام خدا

 

🍃حضرت معصومه (س) در شرایط غربت و تنهایی شیعه برای دیدار با ولی زمان، هجرتی را آغاز کردند.

🔸اگر سفر ایشان بدون اهداف سیاسی مذهبی بود کسی به آن حضرت کاری نداشت، ولی هجرت ایشان با دخالت حاکمان ظالم ، ناتمام ماند.

✖️شیعه نزدیک به هزار سال در محاصره و انزوا بود، ماجرای سفر حضرت معصومه(س) در میانه همین مدت سختی و فشار انجام شد.

🔸در آن زمان که مردم از ظلم به اهل بیت رسول خدا بی خبر بودند، جای سفرهای روشنگرانه واقعا خالی بود، مردم اگر فردی مانند حضرت معصومه(س) را می دیدند، صدها سؤال داشتند که بپرسند و حکومت ظالم بنی عباس از همین می ترسید که با عبور خاندان پیامبر(ص) از میان شهرها و بیان رازهای پشت پرده ، حقیقت و فساد حکومتشان آشکار شود.

️ایرانیان آن قدر از بنی عباس خشمگین بودند که گروههایی به نام شعوبی تشکیل داده و بر ضد اسلام قیام می کردند، آنها فکر می کردند اسلام، خلاصه می شود در همین سلسله بنی عباس ، اما وقتی با خاندان پیامبر(ص) روبرو شدند و عدالت و ایثار آنهارا با ظلم بنی عباس و بنی امیه مقایسه کردند، تازه فهمیدند اسلام ناب چیست!

🔸گرچه ظلم به اهل بیت و شیعیان، پایانی نداشت ولی سر نخ هایی که در خلال سفر امام رضا (ع) و حضرت معصومه(س) به دست مردم افتاد، سالهای بعد، اثر خودرا در تاریخ نمایان کرد. بطوری که حتی با تنگ تر شدن محاصره ائمه(ص) بازهم شیعه ارتباط مخفی خودرا با آنها حفظ کرد و پشتیبانی از ائمه را ادامه داد و نهضت به روش های مختلف تداوم پیدا کرد.

آدرس کانال پنجره ای به تاریخ @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

بانوی تراز انقلاب

بانوی تراز انقلاب

 

این روزها زندگی خانم فائزه کاشانیان به عنوان یکی از بانوان تراز انقلاب در رسانه‌ها برجسته شده است.

دکتر «فائزه کاشانیان» از بانوان موفق و نابغه جهانی علم نانو است. وی با معرفی اجمالی فعالیت‌های خود، می‌گوید: «دارای فوق دکترا نانوبیوتکنولوژی هستم ‌و موفق ‌به‌ انجام ‌اختراعات‌ و تألیف کتاب‌های مختلف شده‌ام.

اما مهم‌ترین افتخار زندگیم مادری برای سه دخترم است. متأسفانه در دنیای امروز از خانواده و فرزند به عنوان عوامل سرعت‌گیر یک زن صحبت به میان می‌آورند.

اما امروز من مدیر عامل یک شرکت هستم و نه تنها فرزندانم مانعی برای پیشرفتم نبودند، بلکه آرامشی که به واسطه خانواده به زن در کنار ایفای نقش همسری و مادری القاء می‌شود و برکتی که حضرت زهرا(س) به زندگی ما می‌دهند در هوش اجتماعی ما تأثیرگذارتر است.»

 وی با معرفی یکی از مهم‌ترین عامل‌های موفقیتش در عرصه علمی گفت: «در دوران دکترا که تازه خداوند به من فرزند عطا کرده بود همزمان بایستی یک پروژه تجربی و عملی را اجرا می‌کردم و با وجود آنکه محل دانشگاه من تهران بود با ۴ مقاله موفق به دفاع از پایان‌نامه شدم و این برای دوستانم جای تعجب بود.

امروز دشمن تلاش می‌کند تا جامعه ما را ناامید کند اما بانوان بسیار موفقی داریم که من یکی از کوچک‌ترین آنها هستم. دشمن القاء می‌کند که زنان با حجاب نمی‌توانند پیشرفت کنند و این درحالی است که من در تمام نشست‌های علمی دنیا با حجاب حضور پیدا کردم و هرگز در ذهنم خطور نکرد که اگر حجاب نداشتم موفق‌تر بودم.

امروز بانوی یهودی دارای ۵ فرزند است ولی به زنان ایرانی القا می‌کنند؛ باید مجرد بمانید و یا اگر فرزند داشته باشید، نمی‌توانید پیشرفت کنید

  • سید محمد حسین مرکبی