فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حائری شیرازی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

🔸

📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)

تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم.

ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. 

- خب برو ببین خدا کیه!

- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم.

پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.

- حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. 

- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.

مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».

پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم».

شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد.

پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم».

نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.

تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»

حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.

📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)

@haerishirazi

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

🔸منصور رفیع‌ زاده رئیس پایگاه ساواک در نیویورک و مأمور سیا در کتاب Witness "شاهد" در ص216 و 217 داستان هولناکی از #محمد_رضا_پهلوی نقل می کند:

🔸در بین فعالان ضد شاه، یک معلم تبریزی بود که در صحبت‌ های عمومی‌ اش، مکرراً القاب بسیار زشتی به شاه نسبت می‌داد.۱/۴

🔸به همین خاطر، توسط #ساواک بازداشت شد، اما حتی بعد از ضرب و جرح‌ های شدید، کوتاه نیامد،

🔸ساواک وی را به زندان اوین منتقل کرد، در آنجا هم با وجود شکنجه، به نطق‌ های آتشین خودعلیه شاه ادامه داد.

🐅 هنگامی که جریان این مرد به گوش شاه رسید، او خیلی ساده گفت:«به جای الاغ باید این فرد را جلوی شیرها انداخت»۲/۴

🐅 یک هفته بعد شاه و نزدیکانش به باغِ وحش خصوصی او رفتند. تیمسار نصیری نیز حاضر بود. به محض آن که مرد زندانی را از اوین آوردند و چشم او به شاه افتاد، فریاد زد: «خون ‌خوار، مستبد، قصاب!»

🐅 ناظرین که شوکه شده بودند، گوش ‌های خودشان را گرفتند تا حرف‌ های بد مرد زندانی را نشنوند. شاه به نگهبانان اشاره کرد و...۳/۴

🐅 و دریک چشم بر هم زدن، آن‌ها مرد را به داخل #قفس_شیرها پرتاب کردند. شیرهای گرسنه بلافاصله مرد را تکه تکه کردند. شاه فریاد زد: «تو بودی که جرأت می‌کردی به ما فحش بدهی؟!»

🐅 هنگامی که شاه به اندازه‌ی کافی لذت بصری برد، در حال رفتن، رو به نصیری کرد و خیلی عادی گفت: «حالا دیگر شما یک آدم خاطی کمتر دارید»

نقل از ویراستی استاد راجی

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

🔸چه رمز و رازی در حرکت ائمه(ع) وجود دارد که دین داری بدون پیروی از امام ، مردود شمرده شده ؟

🔅فکر بشری می گوید بعد از فوت پیامبر(ص) بهتر است خودرا به سقیفه برسانی و پی گیر امر جانشینی پیامبر(ص) باشی، ولی روش امام ، غیر از این است.

🔆فکر بشری می گوید امتیازاتی به طلحه و زبیر و معاویه بده ، آنوقت به راحتی حکومت را ادامه خواهی داد و آنهمه فتنه در عالم اسلام بوجود نمی آید ، تمام مال و جان مردم مسلمان سالهای سال بدست بنی امیه و بنی عباس مورد تهدید قرار نمی گیرد! ولی روش امام ، غیر از این است.

🔸راستی روش کار امام چگونه است؟

✔️پاسخ:

🔸امام نمی تواند از ابزار نادرست بهره بگیرد، برای انتخاب شدن در سقیفه نمی تواند پیکر مطهر پیامبر(ص) را رها کند، برود دنبال جمع آوری رأی.

🔅همچنانکه نمی تواند طلحه و زبیر را که نقشه دارند برای تؤطئه به مکه بروند ، در مدینه محبوس کند.

🔸و نیز نمی تواند برای دوام حاکمیت خود، افراد ناصالح مانند معاویه را بر مردم مسلط کرده و ظلم آنها را تماشا کند.

🔅کار امام مبنای قرآنی دارد. معاویه می تواند مالک اشتر را مسموم کند تا بیشتر حکومت کند، ولی امام برای دوام حکومتش، عمروعاص را مسموم نمی کند.

🔸به همین خاطر است که مردم در تشخیص راه ، نیاز به امام دارند و پیمایش مسیر بدون امام ، به پرتگاه می انجامد.

کانال پنجره ای به تاریخ در ایتا . سروش . گپ @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

چرا فوتبال زیباست؟!

آیت الله حائری شیرازی در مورد این که چرا فوتبال زیباست؟! می نویسد:

 فوتبال، یک جامعه کوچک است که مجرم دارد، قاضی دارد، زندان دارد، اخراج دارد. همه این چیزهایی که در جامعه هست در فوتبال هست. منتها یک جامعه کوچک است، یک دنیای کوچک است، قوانینتان را بر مبنای این وضع کنید. ببینید، قوانین فوتبال هر جریمه‌اش، به شدت #متناسب_با_جرم است. مثلاً در منطقه جریمه وقتی که یک کسی یک خلافی را می‌کند، یا با دستش توپ را می‌گیرد، این موجب پنالتی است. بازی فوتبال است، بنا بوده که با پا بازی کنید. حالا که دستت را آوردی در کار، جریمه‌اش پنالتی است. ما می‌بینیم که کارشناسانه عمل شده در فوتبال. قوه مقننه و قوه مجریه و قوه قضاییه‌اش هماهنگ کار می‌کنند که این جامعۀ زیبا را بوجود آورده اند. در فوتبال، #کارت_زرد دادنش هم زیبا است. #کارت_سرخ دادن هم زیبا است. طرف را هم که اخراج می‌کنند، زیبا است. مردم #لذت می‌برند، نه اینکه ناراحت بشوند. معنایش این است که در احکام جامعه هم اگر اعدامش، به موقع باشد، زیبا است. نباید از حکم اعدام ترسید. ببینید چه کار کرد؟ وقتی کارت قرمز داد یعنی از بازی برو بیرون؛ اعدام هم یعنی از بازی برو بیرون. کارت زرد و قرمز، #خشونت_نیست. کسی که #زیباشناسی_دین را بداند، می‌فهمد که دست دزد را قطع کردن، بسیار قشنگ است. صد در صد قشنگ است. صد در صد زیبا است. چرا؟ یک دست قطع کن، #یک_شهر_آرام_بشود! یک دست قطع کن، یک عالَم نفس بکشد! راحت بشود! چقدر روی دیوار خانه‌ها سیخ برای امنیت آویزان کرده‌اند، قفل روی قفل، قفل روی قفل! چه فایده دارد؟ این زندگی است؟! این زندگی است که زن امنیت نداشته باشد بخواهد بیاید در کوچه؟ کار این آقا که مزاحم ناموس مردم می‌شود، زشت است، اما دار زدن او قشنگ است. عالَم نمی‌فهمد، می‌گویند اعدام کردن، خشونت است. بیچاره ها! شما اینهمه سال که زندان درست کردید در اروپا، چندتا دزد را از دزدی بازداشتید؟ شما که دیگر مشکل بیکاری ندارید، پس این #گانگسترها چیست؟ شما راهی ندارید غیر از همان کاری که در فوتبال می‌کنید! همان را عمل کنید. کارت زرد لازم است. زندان، کارت زرد است. اعدام، کارت سرخ است. به او می‌گوییم اگر نمی‌توانی در این بازی شرکت کنی، لایقش نیستی، از بازی بیرون برو. اگر داور این کار را نمی‌کرد، هر کس که #قوی‌تر بود، پهلوان‌تر بود، توپِ او می‌رفت در گل. چینی‌ها ریز و کوچک هستند، کره‌ای‌ها ریز و کوچک هستند، آفریقایی‌هایی هیکل‌دار و درشت‌اند. این‌ها وقتی با هم مسابقه می‌دهند، چینی‌ها برنده می‌شوند. حالا اگر واقعاً به زور و هیکل بود، محال بود چینی‌ها یک گل به آنها بزنند! یک هُلی به آنها می‌دادند و پرتشان می‌کردند آن طرف. اما الآن این چینی، از لای دست و پای این‌ها رد می‌شود، گل می‌کند، اما آنها #جرأت_ندارند دست به او بزنند! عالَم همین است. بروید هرچه در فوتبال پیدا کردید از جامعه و حکومت مطالبه کنید. #فوتبال #اعدام #محاربه @haerishirazi

 

  • سید محمد حسین مرکبی