▪️دستگاه خلافت در زمان امام عسکری مراقب بود امام فعالیت سیاسی نداشته باشند. ولی امام اقدامات پنهانی سیاسی را رهبری می کردند که از چشم جاسوسان دربار، به دور می ماند.
🔸«عثمان بن سعید » که از نزدیک ترین یاران امام بود، زیر پوشش روغن فروشی، فعالیت می کرد پیروان آن حضرت، پیامی را که می خواستند به امام تحویل دهند، به وسیله او به امام می رساندند.
یک روز «داود بن اسود»، خدمتگزار امام ، مأمور می شود چوبی را به عثمان بن سعید برساند.
▫️می گوید: چوب را گرفته، روانه شدم. در راه به یک سقّا برخوردم. قاطر او، راه مرا بست. سقا از من خواست حیوان را کنار بزنم. چوب را بلند کردم وبه قاطر زدم. چوب شکست ، وقتی محل شکستگی آن را نگاه کردم، چشمم به نامه ای افتاد که داخل چوب بود؛ به سرعت چوب را زیر بغل گرفته، برگشتم.
➕وقتی به در خانه امام رسیدم، «عیسی»، خدمت گزار امام ، کنار در منتظرم بود ، گفت: آقا و سرورت می گوید: چرا قاطر را زدی و چوب را شکستی؟
▪️گفتم: نمی دانستم داخل چوب چیست؟
🔸امام علیه السلام فرمود: مبادا بعد از این چنین کاری کنی. اگر شنیدی کسی به ما ناسزا هم می گوید، راه خود را بگیر و برو و با او بحث نکن، ما، در شهر و دیار بدی به سر می بریم. تو فقط کار خود را بکن.
▫️این ماجرا نشان می دهد که امام، نامه هایی را که سرّی بوده، در میان چوب، جاسازی می کرد و برای نماینده خود می فرستاد.
✔️کانال پنجره ای به تاریخ در ایتا – سروش و گپ @tarikhye
به نام خدا
چهارده سال بیشتر نداشتم برای تکمیل دروس به اصفهان رفتم ، حجره کوچکی در مدرسه صدر داشتم نه گلیمی نه زیر اندازی نه حتی چراغی برای روشن کردن یا گرم کردن.
پس از مدتی در یک شب سرد زمستانی پدرم آمد وقتی اوضاع را دید شروع کرد به سرزنش و گفت نگفتم طلبه نشو گرسنگی دارد سختی دارد فقر و در به دری دارد.
آن قدر گفت که بی تاب شدم ، قلبم شکست با تمام ارادت به ساحت امام عصر(عج) بلند شدم و رو به قبله گفتم: مولاجان شما عنایت کنید تا نگویند آقا ندارید.
پدر با تعجب نگاهم می کرد. دقایقی نگذشت در حجره را زدند خادم گفت کسی با شما کاردارد برخاستم به در مدرسه رفتم سیدی بود با چهره ای آسمانی کمی با من حرف زد دلجویی کرد و پنج قران در آورد و گفت این مبلغ را بگیر و در طاقچه حجره ات نیز شمعی هست روشن کن تا دیگر کسی نگوید که شما آقا ندارید شگفت زده شدم سید رفت ، در مدرسه را بستم خدمت پدرم آمد ، ماجرا راگفتم دیدم چشمانش مثل ابر بهار گریان شد ، مرا در آغوش گرفت و بوسه باران کرد.
سیاه چالهایی سهمگین بارها در زندگی ام مرا در کام خویش کشید اما آن خورشید تابان (مولی الموحدین امیر المومنین) اقتدار خویش را نشان داد.
منبع: کتاب کهکشان نیستی/شرح زندگانی عارف و عالم بزرگ سید علی قاضی ص79
به نام خدا
آیه ای لطیف پیرامون مسائل روز:
✔️✖️✔️🌸🌸✔️✖️✔️
در سوره قیامت آیه 5 خداوند بزرگ می فرماید انسان می خواهد آزاد باشد تا مادام العمر گناه کند.
توضیح بیشتر را از تفسیر نمونه ذیلا بخوانید:
چنین نیست که انسان در قدرت خداوند بر زنده کردن مردگان تردید داشته باشد، بلکه هدفش از انکار این است که بتواند مادام العمر گناه کند" (بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ). سوره قیامت آیه 5
او مىخواهد از طریق انکار معاد، کسب آزادى براى هر گونه هوسرانى و گناه بنماید، هم وجدان خود را از این طریق قانع کند، و هم در برابر خلق خدا احساس مسؤلیت نکند.
نکته: علت مشکل بودن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امروز هم همین است چون آزادی برای گناه را از افراد سلب می کند!
فشار به ائمه (ع) در زمانهای مختلف ادامه داشته ، نمونه ای از آن را در زمان امام رضا علیه السلام ذیلا بیان می کنیم:🔻🔻
✖️هارون الرشید جلودى را فرستاد، به او دستور داد که به خانه هاى علویان حمله برد و تمام جامه ها و جواهرات زنانشان را غارت کند و براى آنها هیچ جامهاى را باقى نگذارد مگر یک جامه براى هر کدام از آنها.
▪️ جلودى به خانه امام رضا (ع) حمله کرد. پس امام ایستاد و همه زنان علوى را در یک اطاق گرد آورد، سپس دم در خانه ایستاد.
✖️جلودى به امام گفت: راه فرارى نیست، من باید وارد خانه شوم و لباس آنها را غارت کنم، درست همان گونه که هارون الرشید دستور داده است.
▪️امام پاسخ داد: من جامه و جواهرات آنها را به تو مىدهم. به خدا قسم مىخورم که همه چیزهایى را که پوشیده اند بگیرم.
✖️ امام به سخنان خود با جلودى ادامه داد تا او آرام گرفت، سپس وارد خانه شد و جامه ها و زینت آلات و حتى گوشواره ها و خلخال های زنان علوى را جمع آورى کرد و به دست جلودى داد تا آنها را به هارون الرشید تسلیم کند.
▪️▫️منبع: عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۶۱
✔️کانال پنجره ای به تاریخ در ایتا /سروش/گپ @tarikhye
نرمش قهرمانانه"
به مناسبت رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
در تاریخ صدر اسلام چند بار صلح انجام شد.
دیدگاه رسول خدا(ص) در صلح حدیبیه و امام حسن(ع) در صلح با معاویه این بود که دشمنی آنها با اسلام ثابت شده ولی به خاطر اینکه در آن مقطع دستاورد صلح برای اسلام را بیشتر از جنگ میدیدند، صلح کردند.
مثلا امام حسن (ع) مشاهده کردند اگر وارد جنگ شوند، شواهدی وجود دارد که سپاهشان بزودی از درون فرو می پاشد و خودشان اسیر معاویه خواهند شد ؛ پس برای حفظ اسلام صلح کردند و زمانی که یکی از اصحاب به حضرت اعتراض کرد که چرا صلح را پذیرفتید، امام فرمودند: "همه مردم مثل تو نیستند، همه آن چیزی را که تو دوست داری، دوست ندارند؛ من برای اینکه شیعه باقی بماند، صلح کردم".
در صلح حدیبیه مسلمین از امنیت خوبی برخوردار شدند و از آن زمان تعداد قبایلی که اسلام آوردند رو به فزونی نهاد.
در صلح امام حسن (ع) هم اگر معاویه به صلح نامه عمل می کرد ، دستاوردهای خوبی نصیب جبهه اسلام راستین شده بود.
فردی به نام نجاشی شاعر برجسته ای بود ، وقتی که طرفداران معاویه بر ضد امام علی(ع) شعری می سرودند، نجاشی پاسخ دندان شکنی به آنها می داد و اشعار حماسی او در پیشرفت سپاه اسلام مؤثر بود.
ولی همین رزمنده عرصه فرهنگی و میدان حماسه ها ، زمانی که شیطان بر او چیره شد و لب به شراب زد و گناهش در دادگاه ثابت شد، حد شراب بر او جاری شد و امام به موقعیت اجتماعی و آبروی او توجهی نکرد. چرا که شاخصه حکومت علی (ع) اجرای عدالت بود، بدون تبعیض و پارتی بازی است.
افراد قبیله شاعر، اعتراض کردند و یکى از بزرگان قبیله، به نام طارق که شدیدا ناراحت به نظر می رسید به امام گفت: «ای على! با اجراى حد بر شاعر قبیله ما، سینه ما را مجروح ساختى و تفرقه در میان ما پدید آوردى. ما را به پیمودن راهى وادار کردى که مى دانیم پایان آن آتش است (یعنى جدایى از تو و پیوستن به معاویه).
امیر مؤمنان(ع) در پاسخ او، مسئله قانون گرایى را مطرح کرده و یاد آور شدند که همه باید در برابر اجرای قانون خدا سر تعظیم فرود آوریم و با مهربانی فرمودند: اى برادر ، نجاشى فردى است از مسلمانان که پرده حرمت یکى از محرمات الهى را پاره کرده، حد را بر او اجرا کردیم تا کفّاره گناهان او باشد.
منبع: بحارالانوار، ج 41 ص 29
نکته: امام اجرای دستور خدا را بالاتر از همه امور می دانستند، اگر قرار بود این فرد چون به نفع لشکریان امام، شعر سروده ، از خطایش بگذرند ، عدالت قربانی شده بود!
و اگر هر سال از گناه یک یا چند نفر از خواص چشم پوشی کنند، از اسلام چه می ماند؟
پرده رنگین و پرنقش و نگار
امام على(ع) در مورد سیره پیامبر(ص) می فرماید:
نشسته بر خاک غذا مى خورد، نشست و برخاستى برده وار داشت، خود به دست خویش پینه بر کفش مى زد و جامه اش را وصله مى کرد ... روزى پرده اى رنگین و پرنقش و نگار بر در خانه آویخته دید. به یکى از همسرانش فرمود: "آن را از برابر دیدگانم دور بدار. هرگاه نگاهم بدان مى افتد، به یاد دنیا و زرق و برقش مى افتم."
بدین سان، روى دل از دنیا برتافت. همواره دوست داشت جاذبه هاى دنیا از نگاهش پنهان بمانند،
منبع: اصول کافى، ج 6، ص 271
شماره ردیف در کانال ما 665
پیاده روی اربعین» ؛ ضد دیدگاه سرمایه داری
نویسنده هادی آجیلی// استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی
قسمت دوم:
واقعیت رسانه ای
یکی از ویژگی های سیستم لیبرال سرمایه داری تصویرسازی رسانه ای است و یکی را صدتا نشان دهند..
در اربعین این اتفاق بر عکس آن رخ میدهد ؛ یعنی اینکه دیگران و جهانیان ببینند که همچین جمعیتی آمده اصلا برای شما اهمیتی ندارد ؛ زیرا افرادی که در آنجا راه میروند ، اکثرا نیت برایشان اهمیت دارد که درست باشد.
امنیت طلبی
یکی از شاخصه های سیستم سرمایه داری این است که شما خودت را در شرایطی که امنیت جانی ات به خطر می افتد، قرار نمیدهی ؛ اما در راهپیمایی اربعین کسانی که در راهپیمایی وارد میشوند ، هر لحظه احتمال انفجار را میدهند.
فردگرایی
شاخصه دیگر نظام لیبرال سرمایه داری ، منطق خودمحوری است ؛ اینکه شما طوری زندگی میکنی که بیشترین سود و منفعت برای خودت را در نظر می گیری؛ ولی در راهپیمایی اربعین «دیگر خواهی» و زائر خواهی مطرح است نه فرد گرایی ؛ اینجا اصالت خدمتگذاری است.
مدیریت از بالا به پایین (سلسله مراتبی)
معمولا دولت ها یک فرایندی را ایجاد می کنند و یک پدیده ای که می خواهد اتفاق بیافتد را مدیریت میکنند.
ولی این جا مردم ، این اتفاق را رقم می زنند.
به نام خدا
پیاده روی اربعین:
نویسنده هادی آجیلی// استادیار روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی
(تذکر: مطالب نویسنده محترم خلاصه شده و به یک سوم کاهش یافته)
قسمت اول:
در این نوشتار ، با توجه به عدم پوشش رسانه ای این مراسم توسط رسانه های بین المللی بدلیل اغراض سیاسی، سعی داریم ویژگیهایی از این مراسم را که در تضاد با ماهیت نظام لیبرال سرمایه داری است بررسی کنیم.
اینک چند شاخصه را نام میبریم و به صورت جداگانه بررسی می کنیم که در راهپیمایی اربعین چگونه این ارزش های لیبرال سرمایه داری زیر سؤال می رود.
در حال حاضر ما شاهد جهانی هستیم که مرزهایی میان کشورهای اسلامی برقرار است. براساس منطق ناسیونالیستی ، آنها ملیت دیگری هستند و ما ملیت دیگریم؛ اما در راهپیمایی اربعین مردم احساس نمیکنند که دو یا چند ملیت هستند ( یا لااقل احساس فوق شدیدا کمرنگ می شود).
اصالت سود
معمولا اشخاص اقدامی انجام میدهند که بیشتر برایشان فایده مادی داشته باشد نه هزینه .
در راهپیمایی اربعین این منطق هم وارونه می شود.
رفاه طلبی
دیگر شاخصه نظام لیبرال سرمایه داری رفاه طلبی است؛ اما در راهپیمایی اربعین، کسانی که خدمت گذاری میکنند خودشان را به صورت آگاهانه در شرایط سخت قرار میدهد. زائر هم مسیری که میتوان با ماشین رفت را عمدا پیاده میرود؛ و این خلاف آن منطق رفاه طلبی در جوامع سرمایه داری است./ کانال در ایتا @tarikhye