فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۶۷ مطلب با موضوع «تربیتی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

لوطی و ....نمک شناسی

 

تاجرى که یکى از مریدان و مقلدین مجلسى اول (رحمة الله علیه) بود به ایشان مراجعه کرد و گفت:

آقا گرفتارى پیدا کردم، چند نفر از لوطى هاى اصفهان فرستاده اند که ما امشب مى خواهیم به خانه تو بیائیم و من هم نمى توانم فرار کنم، چون این لوطى ها با دستگاه حکومتى مربوطند، اسباب زحمتم مى شوند.وقتى هم که مى آیند باید تمام وسائل گناه را آماده کنم، بالاخره چه کنم.
مرحوم مجلسى (رحمة الله علیه) فرموده بود: عیبى ندارد من خودم اول مجلس ‍ شما مى آیم به خوشى مى گذرد. اول غروب علامه مجلسى نماز مغرب و عشا مى خواند، پیش از آمدن مهمانها به منزل تاجر مى آید، بعد لوطى باشى و شاگرد لوطیها مى آیند. اینها همه تا چشمشان به مجلسى افتاد ناراحت شدند. معلوم است با بودن مرحوم مجلسى، اینها نمى توانند بزنند و برقصند.خیلى ناراحت شدند، بعد مرحوم مجلسى با آنها حرف زد، فرمود:
شما چه راه و روشى دارید؟ لوطى باشى هم از روى غیظ و غضب گفت: راه و روش ما خیلى از شما بهتر است.
مجلسى فرمود: چطور؟
گفت: ما لوطى هستیم. ما نمک شناسیم. ما اگر نمک کسى را خوردیم تا آخر عمر به او خیانت نمى کنیم. تکیه اش روى نمک شناسى بود. غیرت داریم ، فتوت داریم.
مجلسى هم سکوت کرد. وقتى که قدرى آرام گرفت مرحوم مجلسى فرمود:
اگر شما نمک شناسید بگوئید ببینیم چقدر نمک خدا را خورده اید؟ و چقدر نمک شناسى کرده اید؟ فلان کس چیزى به تو داده و تشکر کردى به خیالت این نمک شناسى شد، نمک شناسى با خداى را، از نان بگیر تا بالاتر برود یک روز دو روز نیست، چهل سال، نمک خدا را خورده اى، آخر تو مى گوئى نمک شناسم، آیا با صاحب نمک، با پروردگار عالم جل جلاله چه کرده اى؟ آیا شکرش را کرده اى؟ بندگیش را کرده اى؟ آیا معصیتش، مخالفتش را نکرده اى؟
پس از کلمات آتشین مجلسى لوطى ها بلند شدند یکى یکى رفتند و مجلسى هم رفت. بعد از اذان صبح مرحوم مجلسى شنید در مى زنند. دید لوطى باشى آمد، اما چه حالى، خوش به حال لوطى باشى که اهل توبه شود واى به آقاى حاجى مقدسى که مغرور باشد، عاقبت به خیرى با توبه کسی است که خودش را منزه نداند.
خلاصه اینکه آمد و عذرخواهى کرد، گفت: آقاى شیخ! عمرى به غفلت گذشت، دیشب فهمیدم که همه ما نمک به حرامیم، حالا آمده ام توبه کنم.
مرحوم مجلسى هم خیلى لطف مى کند او را به منزل مى برد. راه توبه را برایش می گوید: تصمیم بگیر گناه نکنى، تصمیم بگیر نماز و روزه اى که از تو فوت شده قضا کنى، واجبات صاحب نمک رب العالمین را پشت سر نینداز، اگر مى خواهى حق نمک را ادا کنى به دستورات او عمل کن، آنچه گفته نکن، ترک کن.

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

نامه ای به فرزند



🍃مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند.
🍃 مدتی بعد، پدر نامه اولش را فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.
🍃سپس پاکت را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده ، غبارش را پاک کرده ، دوباره در کیسه می‌گذاشتند...  با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را ادامه دادند.
🍃سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
🍃پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم!
🍃پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .
🍃پدر گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که از او خواستم از دوستان ناباب دوری کند نخواندید؟
🔸پسر گفت :نه  مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم زندگی فلاکت باری دارند.
🔸 پدر که نزدیک بود از ناراحتی سکته کند، گفت : او هم نامه‌ مرا نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست ، من با ازدواجش مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...
🔸 به حال آن خانواده فکر کردم ، که چگونه از هم پاشید ، یکباره چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.
🔸دیدم رفتارم با کلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه پدرشان است! قرآن هم در کتابخانه من سالهاست غریبانه و گوشه گیر است. و من از آنچه در آن است سودی نمی برم، در حالی که هر صفحه اش ، روش زندگی من است.

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

731 - ذخیره دلار

 

 

✖️خیز برداشتن مسلمین در جنگ احد برای جمع آوری غنائم ، خیلی زشت و خودخواهانه بود ، یک جنگ پیروز را به شکست کشاند.

✖️حتی رزمندگانی که در تنگه مهمی مستقر بودند و پیامبر(ص) شخصا سفارش کرده بودند که در هیچ شرایطی آنجا را ترک نکنند، با چشمان گرسنه و حریص، بی رحمانه به طرف غنائم دویدند، تا از بقیه  عقب نمانند!!

🔸دشمن از هرج و مرج استفاده کرد، از پشت هجوم آورد، همه غافلگیر شده ، به اطراف پا به فرار گذاشتند.

🔸دقیقا جنگ اقتصادی هم یک میدان مبارزه است و پیشروی و عقب نشینی و سختی و پیروزی دارد.

🔸منشور آدم بودن و مسلمانی حکم می کند کاری کنیم که همه سود ببرند، نه این که به خاطر منافع خود با جمع آوری دلار و احتکار  اجناس، اقتصاد را مختل کنیم!

🔸امام صادق (ع) که الگو هستند بر خلاف محتکرین عمل کردند، وقتی دیدند گندم در بازار کم شده ، آنچه در منزل ذخیره داشتند به بازار آورده و فروختند ، این نمونه یک کار جهادی در تنگنای اقتصادی است.

️اما بعضی از تجار در چنین شرایطی ، انبار خود را قفل زده و توزیع روان و معمول را هم متوقف می کنند، یعنی درست 180 درجه بر خلاف روش امام!

مسلمان هر جا باشد چه در جنگ احد، چه در جنگ اقتصادی، باید تحلیل داشته باشد، هر کاری که تضعیف نیروهای خودی و خیانت به مردم باشد ، انجام ندهد.

🍃کانال پنجره ای به تاریخ در ایتا /سروش/ گپ  @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

به نام خدا

بخش هایی از کتاب خانم مربی(خاطرات یک معلم پرورشی سعیده صدیق زاده )

قسمت اول:

گوشه حیاط با خاک های باغچه گل درست می کردیم . بعد با جعبه های کبریت آجر می ساختیم توی آفتاب خشک می کردیم روی هم می چیدیم خانه می ساختیم وقتی کار تمام می شد مادر برای دیدن خانه مان می آمدند و عیب و ایراد را می گفتند. مثلا می گفتند راهرو ندارد دستشویی ندارد.

گاهی با همان گل مهر می ساختیم رویش می نوشتیم یاحسین مادر این مهرهارا ازما می خریدند خودمان هم با همان مهر ها نماز می خواندیم.

مادر به ما یاد داده بودند که چطور برای خودمان دمپایی درست  کنیم دمپایی هایی که کفش مقوا بود دوتا کش به حالت ضربدر روی مقوا وصل می شد. از صبح تا شب با همین دمپایی راه می رفتیم و خوشحال بودیم چون ساخته دست خودمان بود.تمام روز ما با این کارها گرفته می شد که خیلی هم لذت بخش بود.

دعوا می کردیم ولی بزرگ ترها مخصوصا مادر هیچ وقت دخالتی در دعوای ما نمی کردند خودمان باید مسئله را حل می کردیم.مادر فقط نگاه می کردند و می خندیدند.

مادر بزرگم با این که خیلی خوب می خواندند و خط خوبی هم داشتند اما هر شب کتاب کلیله و دمنه را می دادند دست ما و می گفتند مادر دیکته بگو من بنویسم . شاید بهانه ای بود که ما با کلیله و دمنه آشنا شویم.(نقل از ص19 و 22 کتاب خانم مربی)

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

راز سختی ها

راز سختی ها:
🍃وقتی دیدید مشکلات با فشار زیاد به سوی شما هجوم آورده ، اول بدبختی نیست ، اول خوشبختی است.
🍃برداشت ما می تواند این باشد، خداوند مارا لایق دانسته که در استخر مملو از امواج سهمگین شنا کنیم، وقتی برگی از درخت بدون اجازه خدا فرو نمی افتد چگونه ممکن است ، این همه ناملایمات به ما برسد بدون چراغ سبز خدا.
🍃و چگونه ممکن است که ما توان یک ماشین ژیان را داشته باشیم و به اندازه یک کامیون مشکلات بر ما بار کنند ، این از تصمیم یک انسان عاقل بدور است تا برسد به اراده خداوند.
🍃سستی و بیکاری و تن پروری زیبنده ما نبوده و زحمت و عرق ریزی و تلاش و صبر در برابر نیش زبانها و خوبی کردن در پاسخ بدی ها، فرد را آبدیده و قوی خواهد کرد و باید در این میدان با همه وجود جنگید، غصه خوردن و افسردگی و نا امیدی شیوه تن پروران و تنبلان است که می گویند برای من هم صدا بزن. یا می گویند اعصاب ما کشش ندارد.
🍃حاصل این پیکار یک تن خسته بعلاوه یک روح بزرگ و قوی است که توفیق هم جواری بارگاه احدیت را پیدا می کند.

🌺امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اگر مؤمن پاداشی را که برای مصیبتها دارد بداند ، آرزو می کند که او را با قیچی تکه تکه کنند .
اصول کافی ، ج 3 ، ص 354
لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنی أنه قرض بالمقاریض

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

قسمت دوم:

مقایسه کنید با آزادی که امام علی(ع) می دادند، درست است که با روش امام، برقراری نظم مشکل بود، ولی مردم رشد عقلی پیدا می کردند، چون مانند انسان با آنها رفتار می شد.

در حکومت علی(ع) آنقدر آزادی بود که خوارج در کوفه وسط سخنرانی امام ، اعتراض های تند و کوبنده می کردند .

خدا این طور خواسته که انسان، اول حق را درک کرده ، سپس انتخاب کند، گرچه هزار سال طول بکشد!!

اگر با زور قرار بود مطیع شوند که خدا خودش همه را در کمتر از یک ساعت ، تسلیم امر خودش می کرد، دیگر نیاز به فرستادن پیامبر نبود، لازم نبود پیامبر خدا(ص) 13 سال در مکه تلاش کند و در نهایت مجبور شود شبانه از آنجا بگریزد!!! لازم نبود امام زمان(عج) هزار و دویست سال غایب بماند.

ولی معاویه مردم را با شمشیر و رشوه مطیع کرد، در حکومت معاویه همه چیز تسلیم اوامر اوست و خلاصه این که اگر آن زمان ارزی وجود داشت، معاویه مثل آب خوردن قیمت آن را کنترل می کرد!!! اما با روشی غیر انسانی و غیر خدایی.

والسلام

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


🔻
به مناسبت میلاد مبارک آن حضرت:
✔️مسعودی (مورخ) در توصیف عصر امام سجاد(ع) می نویسد:
🔸«علی بن الحسین امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار، عهده دار شد»
🔆در چنین زمانی که به خاطر اختناق بعد از حادثه عاشورا، نمی شد مردم را در کوچه و بازار تبلیغ کرد.امام سجاد به تبلیغ درون خانه خود روی آوردند.
🍃در آن زمان در بازار برده فروشان، برده فراوان بود، برده ها معمولا افرادی مطیع بودند و ضمیری صاف و پاک داشتند.
🔆 امام سجاد هر سال معمولا تعداد قابل توجهی برده می خریدند و هنوز یک سال از مدت خرید نگذشته آنها را آزاد می کردند.🌷
🍃رمز کار این بود، این بردگان را امام در خانه تحت آموزش و تربیت قرار می دادند و با آزاد کردن آنها پس از چند سال، در شهر مدینه گروه زیادی از بندگان و کنیزان آزاد شده آن حضرت دیده می شد.
🔆آنان به صورت انسانهاى نمونه اثر تربیتی در جامعه می گذاشتند و پس از آزادى نیز ارتباطشان با امام وصل بود.
🍃امام با این برنامه در واقع یک کانون تربیتى به وجود آورده بودند، این برنامه با توجه به محدودیتهایى که امام در ارشاد مستقیم جامعه داشتند، ابتکاری درخور توجه است.
✔️بر گرفته از کتابهای:
زندگانى زین العابدین، نوشته سید الاهل، عبدالعزیز، ترجمه حسین وجدانى ص 55
و کتاب امام چهارم پاسدار انقلاب کربلا از استاد على اکبر حسنى
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
کانال پنجره ای به تاریخ  eitaa.com/tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🌷امام حسین علیه السلام در خانواده ای بزرگ شدند که وقتی مادرشان ایشان را صدا می زد می فرمود میوه دلم ، مادرشان با توهین و تحقیر با بچه صحبت نمی کرد، به او شخصیت می داد و محبت می کرد. چنین فرزندی بعدها کریم و بزرگوار می شود نه عقده ای و متکبر.
🔆شجاعت امام در حدی بود که مقابل معاویه می ایستادند و کم نمی آوردند.
🌷سخاوتشان در حدی بود که مبلغ قابل توجهی به فقیر می دادند که تا حد زیادی بی نیاز می شد.
🔆امر به معروف که جزء احکام مهم و قطعی است برای امام جزء برنامه روزمره بود نه در حاشیه .
⚔️اگر جنگ می کردند همراه با پاسداری از روش های انسانی بود چنانکه لشکر حر که آب نداشتند، امام فرمودند آب های ذخیره را در اختیار آنها قرار دهید و سیرابشان کنید.
میلاد مسعودش گرامی باد
•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

کیسه پول

کیسه پول:
امام کاظم(ع) فرمود: اى عاصم ! چگونه به یکدیگر رسیدگى و به هم کمک مى کنید؟
عرض کردم:
به بهترین وجهى که ممکن است مردم به حال یکدیگر برسند.
فرمود:
اگر یکى از شما تنگدست شود و بیاید خانه برادر مؤ منش و او در منزل نباشد، آیا مى تواند بدون اعتراض کسى دستور دهد کیسه پول ایشان را بیاورند و سر کیسه را باز کند و هر چه لازم داشت بردارد؟
عرض کرد:  نه ! این طور نیست .
فرمود:  پس آن طور که من دوست دارم شما هنگام فقر و تنگدستى به هم رسیدگى و کمک نمى کنید
«شماره ردیف 721»
@tarikhye

 

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

#تربیت_فرزند

🔹کودک ممکن است از شما سوالی بپرسد که پاسخ آن، متناسب با گروه سنی او نباشد. در این گونه مواقع،👈🏼 در حد امکان و با ادبیاتی که با سن کودک همخوانی دارد، سوال او را پاسخ دهید و با طرح سوالاتی پیرامون موضوع سعی کنید تا پی ببرید که درک کودک از موضوع تا چه حد است.

♨️ اگر سوالی که کودک از شما می‌پرسد، واقعا با سن او متناسب نیست، بهتر است حواس او را با پرداختن به مسائل دیگر پرت کنید. این روش برای کودکان زیر چهار سال بسیار موثر است.

✳️روش دیگر این است که سوال او را با سوال دیگر پاسخ دهید به حدی که کنجکاوی او از بین برود و از موضوع منحرف شود.

❌🚫با گفتن جملاتی مانند اینکه ” این سوال مناسب سن تو نیست” و یا “تو نباید راجع به این چیزی بدانی” یا “نباید سوالی در این رابطه بپرسی” و یا حتی تنبیه کردن کودک یا واکنش منفی نشان دادن به او، تنها کودک را نسبت به موضوع حساس‌تر کرده‌اید.

🔰بنابراین سعی کنید متناسب با سن کودک، توضیحاتی قانع کننده به او ارائه دهید تا ذهن او به دنبال یافتن پاسخ از منابع نادرست نباشد.

 

منبع: کانال یادداشت های تربیتی

  • سید محمد حسین مرکبی