فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۶۱ مطلب با موضوع «جهاد فرهنگی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 

«روزی در نجف اشرف دو زن محترمه که در بمبئی سکونت داشتند، حضور آن مرحوم می رسند و تقاضا می کنند که هر ماه مبلغ 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند تا ایشان در رفاه باشد.

در آن ایام مخارج ماهانه خانواده وی از ماهی پنجاه روپیه تجاوز نمی کرد. حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می کند.

میرزا محسن محدث زاده، فرزند کوچک آن مرحوم اصرار می کند تا بپذیرد، ولی ایشان قبول نمی کند.

آنگاه شیخ عباس رو به فرزند کرده و می گوید: من همین مقدار هم که الآن خرج می کنم، نمی دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان (عج) را بدهم. »

منبع: کتاب محدث قمی، حدیث اخلاص، ص 45

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


زندگی شیخ عباس قمی(نویسنده کتاب مفاتیح) بسیار ساده و از حدّ زندگی یک عالم عادی هم پایین تر بود.

لباسش یک قبای کرباس بسیار نظیف، معطر و تمیز بود.

هیچ گاه در فکر لباس های مرغوب نبود. فرش خانه اش گلیم بود.از سهم امام استفاده نمی کرد .

می گفت: من اهلیت ندارم از آن استفاده کنم.
منبع: کتاب از تبار محدثان: ویژه زندگی شیخ عباس قمی (ره)

•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

743- صعود به قله

🔻🔺
✖️وقتی یک کوهنورد می خواهد به قله صعود کند، یا وقتی می خواهد یک بالن بیشتر اوج بگیرد، بارش را سبک می کند.
🍃یک انفاق کننده هم با دل کندن از بعضی اقلام درشت و قابل ذکر و دادن به نیازمند، زمینه اوجش فراهم می شود.
🌸در تاریخ آمده حضرت فاطمه(س) بهترین لباس و زیورآلات خودرا به فقرا بخشیدند.
🍃ایشان در خانواده ای زندگی می کردند که همه بزرگ زاده بودند، اما ناز پرورده نبودند.
✖️این بزرگ زاده چادرش بقدری کهنه و وصله دار است که وقتی چشم جناب سلمان به چادر ایشان می افتد اشکش جاری می شود با خود می گوید: دختر پادشاه روم و ایران، لباس ابریشم و زربافت می پوشند، ولی دختر پیامبر خدا(ص) چادرش وصله دارد.
🍃آری وجدان و اخلاق اقتضا می کرد، که خانواده پیامبر(ص) وضع مردم را در نظر بگیرند و ساده زندگی کنند.
🌸اگر امروزهم خانواده ها حضرت فاطمه(س) را الگو قرار دهند و تجمل را کنار بگذارند ، چه زندگی هایی که شیرین خواهد شد و چه بالن هایی که در اثر سبک شدن، اوج می گیرد.
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

🔻
➕پیامبر اسلام به مکه وارد شدند ، بتها را شکستند آیا این اقدام موافق آزادی عقیده بود ؟ یا اقدامی ضد حقوق بشر بود؟!
➕اما کوروش وقتى بابِل را فتح کرد، بتخانه ‏ها را محترم شمرد. اقدامی زیبا و موافق حقوق بشر!
➕البته طرفداران کوروش باید پاسخ دهند بر اساس کدام بند از حقوق بشر ، کوروش به بابل یورش برد!؟
ملکه انگلیس هم چند سال پیش در سفرى به هندوستان برای تماشاى بتخانه، کفش های خودرا در آورد و مؤدب مقابل بتها ایستاد.
➕اقدام ملکه انگلیس، نیرنگ استعمار است، یا کاری موافق حقوق بشر؟
➕استعمار پیچیده عمل می کند، مى داند اگر روزی بت پرستها به تنها دین تحریف نشده روی آورند، باج به انگلیس‏ نمى ‏دهند. پس بهتر است به همین حال بماند.
➕کوروش هم معتقد به بتها نبود، بابل را فتح کرد و می دانست اعتقاد مردم بابل آنها را بدبخت کرده ولى دست به ترکیب آنها نزد، چون مى‏ خواست در زنجیر بمانند. این خیانت بود نه خدمت! در حالی که امروز بعضی ها کار او را اقدام حقوق بشری می دانند!
➕پیامبر اسلام (ص) ظاهر فریب نبود، حتی یکی از قبایل گفتند ما ایمان می آوریم بشرطی به بت های ما کاری نداشته باشید، پیامبر(ص) نپذیرفتند.
➕چون زشت ترین کار برای انسان این است که مقابل سنگ و چوب سجده کند. حقوق بشر حکم می کند که بت پرست را از این ذلت نجات بدهی و به اوج ببری.
✔منبع: مجموعه آثار شهید مطهری (آینده انقلاب اسلامى ایران)، ج‏24، ص:  122 – با تغییر و توضیح

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

ساختمان های سست ، در زلزله فرو می ریزند، برگ های زرد در برابر باد مقاومت ندارند و می افتند،  حوادث روزگار هم انسان هایی را که ایمان محکمی ندارند از امام جدا می کنند.

اتفاقات زمان امیرالمؤمنین(ع)، افرادی را که حتی اندکی به آنحضرت شک داشتند ، جدا کرد و به سوی معاویه برد.

وقتی در جنگ جمل دو سردار اسلام، مقابل امام ایستادند و همسر پیامبر هم در برابر امام صف آرایی کرد ، شک بعضی ها نسبت به امام ، قوی تر شد.

جنگ صفین که شروع شد، گوشه و کنار، زمزمه کردند که از وقتی ایشان حاکم شده دائم جنگ و خونریزی داریم آنهم جنگ مسلمان با مسلمان، این ها مقدمه شد برای خیلی از ریزش ها و بریدن از امام .

کافی بود امام مقداری سر کیسه را شل کنند، آنوقت تعداد زیادی از مخالفان را می توانستند جذب کنند، اما ایشان صلاح نمی دیدند با پول و مقام دادن ، آنها را مطیع کنند.

پس همیشه افرادی هستند که با یک باد مخالف ، آماده ریزش اند، هنر ما جذب متزلزل ها به روش امام است .

این نکته هاست که انتشار اسلام ناب را خیلی سخت تر از نشر اسلام آمریکایی کرده ، چون جذب به روش امام، با تبیین و جهاد و تلاش فراوان میسر است ولی جذب به روش معاویه های زمان، با رشوه و بدون زحمت انجام می شود.

@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

می بیند اوضاع مغازه بهم ریخته ، خیلی سر در نمی آورد، می پرسد چی شد؟  چرا گوشت رو از من گرفت؟

قصاب: این مرد ساواکی بود، به من حمله کرده چرا داخل روزنامه ای که عکس شاه داشته گوشت پیچیدم، پروانه کسبم رو برداشته گفته برو اتحادیه بگیر. هرچی هم تونسته فحش داده .

مغازه قصابی تا چند روز بسته بود.

شاید آن روز، قصاب غرورش اجازه نداد و به من نگفت ، مرد ساواکی که لباس هایش به هم ریخته بود به احتمال قوی به این دلیل بود که یک مشت و مال آریامهری به قصاب داده بود!

نکته:

این یک نمونه بسیار کوچک از مردم داری رژیم شاه بود.

 قصاب بطور تصادفی گوشت را در روزنامه ای که عکس شاه داشته پیچیده ، اینطور تنبیه شد، حال اگر کسی بر علیه شاه شب نامه پخش می کرد یا به تصویر او عمدا بی احترامی می نمود، کمترین مجازاتش کشیدن همه ناخن هایش بود!

از تاریخ معاصر نباید غفلت کرد ، این خاطرات را از کسانی که آن زمان را درک کرده اند شایسته است ضبط و منتشر کنیم، وظیفه ایست به گردن همه ما، اگر ظلم زمان طاغوت را به فراموشی بسپاریم ، دشمن از این خلاء استفاده کرده ، به بزک آن رژیم شکنجه گر و دیکتاتور می پردازد.///  والسلام

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

همین طور که بهار زیباست و شادی آفرین، زمستان دلگیر است و تحمل سوز و سرما بسیار مشکل.

برای این که قدر بهار را بدانیم باید یادی کنیم از زمستان سخت تاریخ با یک خاطره واقعی:

دوستی دارم به نام آقای قندری تعریف می کرد در ابتدای نوجوانی (در زمان شاه) به مغازه قصابی رفته تا چند سیر گوشت بگیرد، قصاب گوشت را لای روزنامه پیچیده به وی داده .

از مغازه که بیرون آمده ، در حال حرکت به سمت خانه، یک ماشین جلوی پایش ترمز زده سؤال می کند توی این روزنامه چیه؟

می گوید: گوشت از قصابی گرفتم .

کدام قصابی؟

قصابی آنطرف خیابان.

فورا یک نفر از ماشین پیاده شده، گوشت و روزنامه را با خشونت گرفته، با عجله به طرف قصابی می رود، به این پسر هم گفته تو برو عقب، داخل مغازه نیا.

چند دقیقه ای این دوست ما که کمتر از 15 سال داشته منتظر می ماند، بالاخره مرد غریبه با چهره بر افروخته از مغازه بیرون می آید در حالی که لباس ها و کراواتش را که به هم ریخته منظم می کند.

پسر که شدیدا جا خورده و نگران است، بعد از رفتن مرد ، به داخل مغازه می رود.

ادامه دارد...

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

731 - ذخیره دلار

 

 

✖️خیز برداشتن مسلمین در جنگ احد برای جمع آوری غنائم ، خیلی زشت و خودخواهانه بود ، یک جنگ پیروز را به شکست کشاند.

✖️حتی رزمندگانی که در تنگه مهمی مستقر بودند و پیامبر(ص) شخصا سفارش کرده بودند که در هیچ شرایطی آنجا را ترک نکنند، با چشمان گرسنه و حریص، بی رحمانه به طرف غنائم دویدند، تا از بقیه  عقب نمانند!!

🔸دشمن از هرج و مرج استفاده کرد، از پشت هجوم آورد، همه غافلگیر شده ، به اطراف پا به فرار گذاشتند.

🔸دقیقا جنگ اقتصادی هم یک میدان مبارزه است و پیشروی و عقب نشینی و سختی و پیروزی دارد.

🔸منشور آدم بودن و مسلمانی حکم می کند کاری کنیم که همه سود ببرند، نه این که به خاطر منافع خود با جمع آوری دلار و احتکار  اجناس، اقتصاد را مختل کنیم!

🔸امام صادق (ع) که الگو هستند بر خلاف محتکرین عمل کردند، وقتی دیدند گندم در بازار کم شده ، آنچه در منزل ذخیره داشتند به بازار آورده و فروختند ، این نمونه یک کار جهادی در تنگنای اقتصادی است.

️اما بعضی از تجار در چنین شرایطی ، انبار خود را قفل زده و توزیع روان و معمول را هم متوقف می کنند، یعنی درست 180 درجه بر خلاف روش امام!

مسلمان هر جا باشد چه در جنگ احد، چه در جنگ اقتصادی، باید تحلیل داشته باشد، هر کاری که تضعیف نیروهای خودی و خیانت به مردم باشد ، انجام ندهد.

🍃کانال پنجره ای به تاریخ در ایتا /سروش/ گپ  @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

به نام خدا

بخش هایی از کتاب خانم مربی(خاطرات یک معلم پرورشی سعیده صدیق زاده )

قسمت اول:

گوشه حیاط با خاک های باغچه گل درست می کردیم . بعد با جعبه های کبریت آجر می ساختیم توی آفتاب خشک می کردیم روی هم می چیدیم خانه می ساختیم وقتی کار تمام می شد مادر برای دیدن خانه مان می آمدند و عیب و ایراد را می گفتند. مثلا می گفتند راهرو ندارد دستشویی ندارد.

گاهی با همان گل مهر می ساختیم رویش می نوشتیم یاحسین مادر این مهرهارا ازما می خریدند خودمان هم با همان مهر ها نماز می خواندیم.

مادر به ما یاد داده بودند که چطور برای خودمان دمپایی درست  کنیم دمپایی هایی که کفش مقوا بود دوتا کش به حالت ضربدر روی مقوا وصل می شد. از صبح تا شب با همین دمپایی راه می رفتیم و خوشحال بودیم چون ساخته دست خودمان بود.تمام روز ما با این کارها گرفته می شد که خیلی هم لذت بخش بود.

دعوا می کردیم ولی بزرگ ترها مخصوصا مادر هیچ وقت دخالتی در دعوای ما نمی کردند خودمان باید مسئله را حل می کردیم.مادر فقط نگاه می کردند و می خندیدند.

مادر بزرگم با این که خیلی خوب می خواندند و خط خوبی هم داشتند اما هر شب کتاب کلیله و دمنه را می دادند دست ما و می گفتند مادر دیکته بگو من بنویسم . شاید بهانه ای بود که ما با کلیله و دمنه آشنا شویم.(نقل از ص19 و 22 کتاب خانم مربی)

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

جام پیروزی


جام پیروزی
🔷🔸یک دونده در مسابقه وقتی مأیوس می شود که حدس بزند کار از کار گذشته ، پیروز نخواهد شد ، اما اگر امید داشته و فکر کند با رسیدن به خط پایان و گرفتن جام پیروزی ، همه خستگی ها جبران خواهد شد، فشار را که هر آن سخت تر می شود تحمل می کند.
🔸مؤمن هم در جهاد همه جانبه، وقتی نا امید و تسلیم می شود که شکست را بپذیرد و در این حال ممکن است تدریجا به همرنگی با محیط فاسد کشانده شود.
🔸ولی شوق رسیدن به زمان ظهور و پیروزی نهایی نور بر ظلمت که بشر هزاران سال است انتظار آن را می کشد، باعث می شود که در برابر آلودگیها با قدرت، مقاومت کرده و ابدا به تسلیم فکر نکند. این است حکایت انتظار ظهور .
🔸آدمی که در یک قدمی پیروزی است و با تشویق پی در پی خداوند در حال جهاد است در بن بست روانی قرار نمی‏گیرد و مأیوس از اصلاح جامعه نمی شود.
🔸خداوند در قرآن به منتظران وعده داده که جهان در نهایت، قطعا به دست مؤمنان فتح خواهد شد. آنجا که می فرماید:
🔷🔸و می خواهیم تا به آنان که در زمین ناتوان شمرده شده‏ اند منّت گذاریم و آنان را پیشوا و وارثان روى زمین گردانیم.// (سوره قصص آیه 5)
•❀🕊🍃🌺🍃🕊❀•
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی