فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

  • ۰
  • ۰


ص 466 کتاب:
🔸البته این که ما بفهمیم حضرت زهرا(س) به عنوان یه زن به چنین کمالات روحی رسیدند و به چنین صفات متعالی دست پیدا کردند، برامون جالب و عبرت انگیزه .
🔸به خصوص که توجه کنیم ایشون این صفات رو در حالی که هم سن و سال ما بودند، کسب کردند اما ما هنوز هم در افکار بچه گانه خود به سر می بریم و سر مسائل جزئی ممکنه با خانواده مون قهر کنیم.
🔸یا از دنیا و همه چیز بدمون بیاد و همه چیز رو سیاه ببینیم . در چنین حالتی...
♻️🔹♻️🔹♻️🔹♻️

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


* آن زمان ترافیک نبود/شهرها پر از دود نبود چون خیلی ها ماشین نداشتند .
* برای روستائی هایی که به شهر رو می آوردند ، صاحب خانه شدن خیلی آسان بود ، چون با چند حلب روغن نباتی و پانزده متر زمین در حاشیه شهر یک خانه حلبی درست می شد!
*برق کم نبود و قطعی هم نداشت چون در 80 درصد روستاها از برق خبری نبود .
* خانواده سلطنتی بخشش زیادی داشتند خصوصا به اقوام و هزار فامیل و بادمجان دور قابچین ها.
* همه با ادب بودند و هیچ کس به حکومت  توهین نمی کرد چون اگر کوچکترین توهین از کسی مشاهده می شد دیگر آن فرد جایش در زندان بود یا قبرستان ، تو جامعه نبود که توهین کنه ، بقیه هم یاد بگیرند.
رسانه های بیگانه از شاه تعریف می کردن. چون سر موقع حق حساب آنها می رسید.
درگیری با آمریکا و اروپا نداشتیم، تحریم نبود، چون ایران بر خلاف نظر آنها عمل نمی کرد.
آب برای کشاورزی کم نبود، چون کشاورزی رونقی نداشت و ارزاقی مثل برنج و گندم و تخم مرغ و بعضی از میوه ها از خارج وارد می شد.
در شهرها برای امور ساختمانی وفور کارگر بود، چون کشاورزهای بیکار شده از روستاها به شهر سرازیر شده بودند.
کارخانه ورشکسته خیلی کم داشتیم، زیرا کارخانه در ایران زیاد نبود، کالا و لوازم منزل هم اکثرا وارداتی بود.
مردم سالم تر بودند، چون درآمد و پشت میز نشینی و آسایش کم بود و مردم مجبور به فعالیت بدنی بیشتری بودند و طبعا بدن سالم تری هم داشتند.
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

746- چاخان پذیر ؟!

746- چاخان پذیر ؟!
✖چه افرادی را می توان با چاخان و زبان بازی به رفتارهای غلط واداشت؟
✖هر کس مانند ابوموسی اشعری هنداونه زیر بغلش جا بگیرد، هر کس حرف چاپلوسان را باور کند ✖وقتی می گویند: تو خیر و صلاح امت را بهتر می دانی ، تو عاقل و میانه رویی.
✖تو از اول گفتی جنگ منفور است، این خونها محترم است ، گفتی با گفتگو بهتر می توان به نتیجه رسید.
✖هر کس را بتوان با جملاتی از این قبیل، فریب داد و باد به دماغش انداخت ، اگر مقام و مسؤلیتی دارد، باید بترسد چون زمینه دارد که به ابوموسی اشعری زمان تبدیل شود .
✖ابوموسی چنان مغرور شده بود که فقط خودش را قبول داشت، وقتی عمروعاص می گفت شما از اصحاب رسول خدایی من قبل از شما، لب به غذا نمی زنم ، احساس خود باوریش گل می کرد و به صداقت عمروعاص اطمینان می کرد.
✖خودرا در رده معصومین(ع) می دید و با برداشت از آیه و حدیث ، روش امام زمان خودرا اشتباه می خواند و مردم را بر ضد امام تحریک می کرد.
✖می بینیم که تاریخ ممکن است بارها و بارها تکرار شود. پس نخبگان بهتر است مواظب گفتار و رفتار خود باشند و تقوی را فراموش نکنند.
✖چاخان پذیری از نوجوانی و جوانی در فرد رشد می کند، اهمیت تربیت نسل نو از این جا مشخص می شود. گاهی یک نفر مثل ابوموسی می تواند با جهل یا غرورش، هزار سال تاریخ را عقب ببرد.
@tarikhye

 

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


 صفحه 209 کتاب:🔻
🍃با یکی از دوستان صحبت می کردم ، می گفت در اروپا بیشتر کسانی که تازه به اسلام مشرف می شن ، زن هستند .
🌸می گفت در سوئد 90 درصد این نومسلمانان ، زن هستند. اگر اسلام دین ضد زنی بود ، زنها چنین استقبالی از آن نمی کردند.
🍃فاطمه دوباره مکث کرد، چشم هایش را بست و گفت:
✖️حالا ببینید این اسلام چقدر مظلومه ، دینی که این قدر به زنها کرامت و شرافت بخشیده و زن در پناه اون می تونه به چنان جایگاه رفیعی برسه، باید در نگاه دختران و زنان ما امری مزاحم ، قیدی دست و پاگیر و مانعی بزرگ تلقی بشه!

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

745-زن در میدان خطر


🔸زنهایی بودند که نمی توانستند نسبت به اتفاقات زمانه بی خیال باشند و در خانه آرام بگیرند، وقتی جنگ صفین آغاز شد، با اجازه امام، در نبرد شرکت کرده و در گرماگرم جنگ ، با کلام آتشین به افشاگری و بیان حقیقت پرداختند، گنجینه تاریخ ، چندین مورد از این خانمها را در خود ثبت کرده .
🍃یک نمونه آن (ام الخیر بارقیه) است که با شمردن فضایل امام علی(ع) و بیان ضعف های دشمن ، لشکر امام را تشویق می کرد .
🔸سخن او آن قدر بر معاویه سنگین بود که چند سال بعد وقتی معاویه با فریبکاری و نامردی ، بر کل سرزمین اسلامی مسلط شد، این زن را احضار کرد و بعد از یاد آوری افشاگری های او در صفین، گفت تو آن روز قصد کشتن مرا داشتی ، امروز می توانم تورا بکشم.
🍃ام الخیر به او فهماند ناراحت نیست اگر به شهادت و سعادت ابدی برسد.
معاویه بالاخره پس از این دیدار ، ام الخیر را بخشید و اورا به کوفه بازگرداند. (1)
✔️تحلیل:
🔸معاویه که نقش مهمی در تحریف فرهنگ اسلامی داشت ام الخیر را مجازات نکرد زیرا در ادامه فریبکاریش می خواست دل نخبگان را بدست آورد و با صبور نشان دادن خود، ظلم های فراوانش را مخفی کند .
🔸می خواست ذهن تاریخ نویسان منحرف شود که ننویسند چه شهرها که به دستور او غارت شد و چه خانواده هایی که به خاک سیاه نشستند و مردان عزیزی که به قتل رسیدند.
🍃امروزهم می تواند به برکت تلاش ام الخیرها چهره دشمن در تاریخ آشکار شود.
منبع: کتاب نقش زنان در جنگ های صدر اسلام   ص 168
به نقل از کتاب بلاغات النساء نوشته ابن طیفون ص57
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


برای فرزند بزرگش نقل کرده بود: «وقتی کتاب منازل الآخره را تألیف و چاپ کردم و به قم رسید، به دست شیخ عبدالرّزاق مسئله گو که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه (س) مسئله می گفت افتاد.
مرحوم پدرم از علاقه مندان شیخ عبدالرزاق بود و هر روز در مجلس او حاضر می شد. یک روز پدرم به خانه آمد و گفت:
شیخ عباس، کاش مثل این مسئله گو می شدی و می توانستی به منبر بروی و این کتاب (منازل الآخره) را که امروز برای ما خواند بخوانی.
من چند بار خواستم بگویم آن کتاب از آثار و تألیفات من است، اما هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم. فقط عرض کردم دعا بفرمایید خداوند توفیقی مرحمت فرماید».
منبع: حاج شیخ عباس قمی، مرد تقوا و فضیلت، ص 48.
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

«روزی در نجف اشرف دو زن محترمه که در بمبئی سکونت داشتند، حضور آن مرحوم می رسند و تقاضا می کنند که هر ماه مبلغ 75 روپیه به ایشان تقدیم کنند تا ایشان در رفاه باشد.

در آن ایام مخارج ماهانه خانواده وی از ماهی پنجاه روپیه تجاوز نمی کرد. حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می کند.

میرزا محسن محدث زاده، فرزند کوچک آن مرحوم اصرار می کند تا بپذیرد، ولی ایشان قبول نمی کند.

آنگاه شیخ عباس رو به فرزند کرده و می گوید: من همین مقدار هم که الآن خرج می کنم، نمی دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان (عج) را بدهم. »

منبع: کتاب محدث قمی، حدیث اخلاص، ص 45

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


زندگی شیخ عباس قمی(نویسنده کتاب مفاتیح) بسیار ساده و از حدّ زندگی یک عالم عادی هم پایین تر بود.

لباسش یک قبای کرباس بسیار نظیف، معطر و تمیز بود.

هیچ گاه در فکر لباس های مرغوب نبود. فرش خانه اش گلیم بود.از سهم امام استفاده نمی کرد .

می گفت: من اهلیت ندارم از آن استفاده کنم.
منبع: کتاب از تبار محدثان: ویژه زندگی شیخ عباس قمی (ره)

•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

743- صعود به قله

🔻🔺
✖️وقتی یک کوهنورد می خواهد به قله صعود کند، یا وقتی می خواهد یک بالن بیشتر اوج بگیرد، بارش را سبک می کند.
🍃یک انفاق کننده هم با دل کندن از بعضی اقلام درشت و قابل ذکر و دادن به نیازمند، زمینه اوجش فراهم می شود.
🌸در تاریخ آمده حضرت فاطمه(س) بهترین لباس و زیورآلات خودرا به فقرا بخشیدند.
🍃ایشان در خانواده ای زندگی می کردند که همه بزرگ زاده بودند، اما ناز پرورده نبودند.
✖️این بزرگ زاده چادرش بقدری کهنه و وصله دار است که وقتی چشم جناب سلمان به چادر ایشان می افتد اشکش جاری می شود با خود می گوید: دختر پادشاه روم و ایران، لباس ابریشم و زربافت می پوشند، ولی دختر پیامبر خدا(ص) چادرش وصله دارد.
🍃آری وجدان و اخلاق اقتضا می کرد، که خانواده پیامبر(ص) وضع مردم را در نظر بگیرند و ساده زندگی کنند.
🌸اگر امروزهم خانواده ها حضرت فاطمه(س) را الگو قرار دهند و تجمل را کنار بگذارند ، چه زندگی هایی که شیرین خواهد شد و چه بالن هایی که در اثر سبک شدن، اوج می گیرد.
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


✖ولید، آقازاده ای که به خویشاوندی با خلیفه سوم دلگرم بود. بارها شرابخواری کرد ، مردم کوفه چندین بار از او به خلیفه شکایت کردند.
✖قرارشد اورا حد بزنند، ولید را در اتاقی نگهداری می کردند، هرکس برای حد زدن می رفت ولید او را به یاد خویشاوندى خود با خلیفه سوم مى انداخت و مى گفت : دست از من بردار و خلیفه را نسبت به خود خشمگین مساز.
✖همین که على علیه السلام این صحنه سازى را دید ، سخت خشمگین شد و تازیانه به دست گرفت وارد اتاق شد. ولید باز همان سخنانى که دیگران را فریب داده و ترسانده بود، به زبان آورد.
✖حضرت فرمود ساکت باش ! بنى اسرائیل چون اجراى حکم الهى را تعطیل نمودند، نابود شدند، اگر من هم به خاطر خویشاوندى ات با خلیفه از اجراى حد صرفنظر کنم ، مؤمن نیستم .
✖ولید که دید حضرت مصمم است او را حد بزند، فرار را بر قرار ترجیح داد، ولى امام(ع) او را گرفت و به زمین افکند.
✖آنگاه با تازیانه ولید را زیر ضربات محکم و پى در پى گرفت . هشتاد تازیانه که حد شرابخوار است بر بدن او نواخت و حکم خدا را درباره او جارى ساخت .
✖امامی که به یتیمان آن قدر مهربان برخورد می کرد با ویژه خوار و شرابخوار، غلیظ و سخت بود.
✔ آدرس کانال پنجره ای به تاریخ @tarikhye

 

  • سید محمد حسین مرکبی