فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۹۶ مطلب با موضوع «حقوق بشر» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

🔸

📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)

تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم.

ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. 

- خب برو ببین خدا کیه!

- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم.

پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.

- حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. 

- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.

مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».

پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم».

شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد.

پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم».

نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.

تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»

حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.

📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)

@haerishirazi

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

صعود به قله


🔻🔺
《به مناسبت میلاد بزرگترین زن هستی》
⚡️وقتی یک کوهنورد می خواهد به قله صعود کند، یا وقتی می خواهد یک بالن بیشتر اوج بگیرد، بارش را سبک می کند.
🍃انسان هم با دل کندن از بعضی اقلام درشت و قابل ذکر و دادن به نیازمند، زمینه اوجش فراهم می شود.
🌸در تاریخ آمده حضرت فاطمه(س) بهترین لباس و زیورآلات خودرا به فقرا بخشیدند. 
🍃ایشان در خانواده ای زندگی می کردند که بزرگ زاده بودند، اما ناز پرورده نبودند.
 چادر ایشان بقدری کهنه و وصله دار است که وقتی چشم جناب سلمان به چادر ایشان می افتد اشکش جاری می شود با خود می گوید: دختر پادشاه روم و ایران، لباس ابریشم و زربافت می پوشند، ولی دختر پیامبر خدا(ص) چادرش وصله دارد.
🍃وجدان و اخلاق اقتضا می کرد، که خانواده پیامبر(ص) وضع مردم را در نظر بگیرند و ساده زندگی کنند.
🌸 هر کس بتواند حضرت فاطمه(س) را الگو قرار دهد و تجمل را در حد مقدور کنار بگذارد ، قطعا زندگی شیرین تری خواهد داشت و در اثر سبک شدن، اوج می گیرد.
والسلام
#تاریخ_تک_ردیف۱۰۱۷
کانال همراه با تاریخ
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


قسمت اول:
💠در اهمیت نگاه به زندگی مقداد همین بس که او بعد از معصومین جزء چهار نفری است که دارای بالاترین رتبه در اسلام بودند:
➕ این افراد طبق بیان پیامبر(ص) بترتیب عبارتند از علی(ع) – سلمان فارسی –  ابوذر غفاری و مقداد.
⚡️آن روزها هر کس به پیامبر گرایش پیدا می کرد ، مشرکین اورا شناسائی کرده ، برخوردهای تندی با او می کردند .
➕ با این وجود، تازه مسلمانها ، پیامبر(ص) را رها نکردند ، حتی وقتی که زندگی شان کاملا مورد تهدید قرار گرفت .
🌀 البته مسلمانها مجبور شدند یک زندگی نیمه مخفی همراه با پنهان کاری داشته باشند.
⏳ معلوم بود که ادامه این نوع زندگی قابل دوام نیست چرا که هر لحظه ممکن بود مشرکین، یکی از تازه مسلمانها را تحت تعقیب قرار داده و زندان و شکنجه کنند. 
⚡️ البته از همان ابتدا شکنجه غلام ها و برده هایی که مسلمان شده بودند توسط ارباب ها آغاز شده بود، پیش بینی ها این بود که قرار دارند برای بقیه مسلمین هم که اکثرا در شهر مکه بودند محدودیت های شدیدی بگذارند.
💥 رسول خدا(ص) وضعیت را خطرناک دیدند ، به مسلمانها دستور دادند بصورت پنهانی و کاملا بی خبر ، به حبشه مهاجرت کنند تا از آزار مشرکین در امان بمانند. یکی از افرادی که هجرت کرد مقداد بود.
✔️تذکر: قرار داریم ضمن نقل تاریخ زندگی حضرت مقداد ، نکات و تحلیل های خودرا هم در هر بخش ذکر کنیم.
🔸نکته۱ – آن زمان مسلمانها برای حفظ دین خود از دیار شرک فرار و هجرت کردند، ولی امروز بعضی از جوانهای مسلمان برای حفظ دنیای خود، کشور اسلامی را ترک کرده و به دیار شرک می روند !!
〰️کانال همراه با تاریخ در خدمت شما
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


⚡️ یک روز پیامبر اسلام(ص) وارد خانه شدند،‌ دیدند پرده ای زیبا توسط همسرشان (احتمالاً عایشه) تهیه و  نصب شده ، چند لحظه ای که گذشت با اشاره به آن پرده گفتند "آن را از برابر دیدگانم دور کن. چون هرگاه نگاهم به آن مى افتد، به یاد دنیا و زرق و برقش مى افتم."
🔸  تا این جا را معمولاً شنیده ایم ولی چند نکته:
🔅 یک: در نگاه اول موضوع ساده ای بود و پیامبر نباید سخت گیری می کردند! ولی یک گام بود به طرف تغییر رفتار و تغییر نگاه در مورد روش هزینه کرد و ... !
✖️ دو: الان که تازه مسلمانها خانه و زندگی خودرا فدا کرده ، از دشمن گریخته ‌، به مدینه هجرت کرده و به سختی زندگی می کنند، آیا وقت این نوع زیباسازی هاست. 
🔅سه: آیا در منزل باید هنر زندگی را تمرین و اجرا کرد یا کار هنری و زیبا نصب کرد؟ 
✖️ چهار: پیامبر و زندگی او الگو است ، یک پرده در خانه ایشان نصب شود، به تمام خانه‌ها حداقل یک پرده اضافه می شود ، همه به ایشان استناد می کنند.
🔸 اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان درخت از بیخ!!
🔅 پنج: بعضی کارها به مانند الف است آدم را تا پایان حروف الفبا می برد و تمامی ندارد.
✖️ شش: پیامبر حتی ۱۴۰۰ سال بعد را می بینند که مردم به زندگی ایشان نگاه می کنند و ممکن است الگوی اشتباه بگیرند.
🔅 هفت: آخرین نکته این که امروز مارا چه شده که برای خرید یک پرده یا فرش، زیباترین و رنگارنگ ترین را انتخاب می کنیم، حتی با صرف هزینه های زیاد،‌ این کار چقدر با شیوه زندگی رسول خدا(ص) هم خوانی دارد؟!
 ✖️آیا ۱۸۰ درجه با آن روش زندگی، زاویه ندارد؟!
«شماره ردیف  ۹۹۰ »
کانال #همراه_با_تاریخ در ایتا و سروش
 @TARIKHYE

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

🔻
به مناسبت ایام حضور امام سجاد در مدینه بعد از فاجعه عاشورا :
✔️مسعودی (مورخ) در توصیف عصر امام سجاد(ع) می نویسد:
🔸«علی بن الحسین امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار، عهده دار شد»
🔆در چنین زمانی که به خاطر اختناق بعد از حادثه عاشورا، نمی شد مردم را در کوچه و بازار تبلیغ کرد.امام سجاد به تبلیغ درون خانه خود روی آوردند.
🍃در آن زمان در بازار برده فروشان، برده فراوان بود، برده ها معمولا افرادی مطیع بودند و ضمیری صاف و پاک داشتند.
🔆 امام سجاد هر سال معمولا تعداد قابل توجهی برده می خریدند و هنوز یک سال از مدت خرید نگذشته آنها را آزاد می کردند.🌷
🍃رمز کار این بود، این بردگان را امام در خانه تحت آموزش و تربیت قرار می دادند و با آزاد کردن آنها پس از چند سال، در شهر مدینه گروه زیادی از بندگان و کنیزان آزاد شده آن حضرت دیده می شد.
🔆آنان به صورت انسانهاى نمونه ، اثر تربیتی در جامعه می گذاشتند و پس از آزادى نیز ارتباطشان با امام وصل بود.
🍃امام با این برنامه در واقع یک کانون تربیتى به وجود آورده بودند، این برنامه با توجه به محدودیتهایى که امام در ارشاد مستقیم جامعه داشتند، ابتکاری بسیار درخور توجه بود. 
✔️بر گرفته از کتابهای: 
زندگانى زین العابدین، نوشته سید الاهل، عبدالعزیز، ترجمه حسین وجدانى ص 55
و کتاب امام چهارم پاسدار انقلاب کربلا از استاد على اکبر حسنى 
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
کانال تبیین تاریخ  eitaa.com/tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

#طب و بهداشت:
🔸«دکتر #گوستاولوبون» مى نویسد: «بیمارستان هاى مسلمین، موافق اصول بهداشت بنا شده و از بیمارستان هاى امروز اروپا بهتر بوده است!! 
🌿بیمارستان هاى مسلمین براى بیماران، داراى سالنهاى بزرگ بوده و اطاق هایى مربوط به دانشجویان براى تحصیل طب داشته تا با مشاهده عملی، تحصیلات خود را تکمیل نمایند.
🔸#ماک کاپ مى نویسد: «در قاهره، بیمارستان بسیار بزرگى بود که در آن فواره هاى آب، باغچه هاى پر از گل و چهار حیاط بزرگ وجود داشت، اگر بیمار نیازمند در آن پذیرفته مى شد ، پس از بهبودى، مبلغ قابل توجهی هم وجه نقد به عنوان کمک دریافت مى کرد»!
🔸💠🌞💠🔹
✖️منبع: کتاب اسلام و سیماى #تمدّن غرب// سید مجتبى #موسوى_لارى
➕برگرفته از ( کتاب عظمت مسلمین در #اسپانیا، ص 183)
 

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


{خوشگذرانی/فساد/ولخرجی از جیب مردم}
〰️〰️〰️〰️〰️
(به مناسبت سالروز پیروزی #انقلاب_اسلامی ایران)
٪.....🇮🇷🇮🇷.....٪
 《 از مجموعه خاطرات پشت پرده -بخش ۹ 》
🔸زمستانها که #شاه و ملکه برای اسکی به #سوئیس می آمدند ابتدا چند روز در زوریخ می ماندند که دو طبقه از گراند هتل برای مدت دوماه اجاره می شد.
🔸 بعد از یک هفته که شاه به سن موریتس می رفت این دوطبقه مورد استفاده کارمندان وزارت خانه های مختلف بود جهت امور هماهنگی بین ایران و سوئیس.
🔸سن موریتس در حد فاصل چهار کوهستان سر به فلک کشیده در جنوب شرقی سوئیس قرار دارد، جاده های منتهی به آن به قدری صعب العبور است که در زمستانهای سخت و پر برف تا چند هفته بکلی مسدود می شود.
🔸شاه به سن موریتس می رفت آنجاهم دوطبقه هتل از همین شرکت اجاره می شد تا پایان سفر، که تشکیلات موقت اداری دربار در آن مستقر می شد. 
🔸در تمام مدت اقامت شاه و ملکه در سوئیس ، هواپیما های اختصاصی متعدد بین تهران و زوریخ پرواز می کردند.که علاوه بر جابجایی در باریان و مقامات، انواع وسایل مورد نیاز شاه را انتقال می دادند.
🔸وزرا برای دادن گزارش کار خود به سن موریتس می آمدند و چند روزی هم می ماندند. 
🔸علاوه بر دوطبقه هتل در سن موریتس، یک ویلای مجلل هم در نزدیکی هتل برای اقامت شاه و ملکه به مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار فرانک خریداری شد (که جزء ویلاهای برتر جهان محسوب می شد).
🔸🔹🔸ادامه دار ..... د
✔️منبع: کتاب پشت پرده تخت طاووس (ص) 100 
%.;.%.;.%.;.%.;.%.;.%.;.%
کانال محتوی محور تبیین تاریخ @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

سرگذست خواندنی #سلمان_محمدی
(قسمت۴۵)

🔸وقتی آخرین حاکم #ساسانی در ایران سقوط کرد و فراری شد، شمار همراهیان و رامشگران  و آشپزها و چاکرانش به صدها نفر می رسید .
 ⚡️از #عجایب_هفتگانه جهان اینکه بعد از او دانشمندی عارف و زاهد و مردم دوست حکومت #مدائن(#ایران قدیم) را بدست گرفت که شاگرد اول مکتب اسلام (بعد از معصومین) بود .
 یعنی #سلمان . . .
٪..!..٪..!..٪..!..٪..!..٪
ادامه دارد . . . 
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

سرگذشت خواندنی #سلمان_فارسی:

🍂«قسمت چهاردهم» : 

آن چه برایم عجیب بود، سکونت قبایل بنی اسرائیل در اطراف یثرب بود. بعدها فهمیدم که آن ها به علت نزدیک شدن ظهور پیامبر آخرالزمان، به یثرب آمده اند.

سؤال دیگر این بود که چرا یهودیان به جای مکه، در سرزمین یثرب ساکن شده اند؟! تا این که پاسخ آن را با اصرار زیاد از اربابم شنیدم که کتاب های آسمانی بشارت داده اند که پیامبر آخر زمان، پس از ظهور در مکه، به یثرب هجرت می کند .

از شنیدن این اخبار، اشک شوق از چشمم جاری شد.

معلوم شد دقیقا تیرم به هدف خورده و به شهری آمدم که پیامبر بعد از ظهور قرار است از مکه به این جا بیاید.

 ادامه دارد...

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

با کاروان قرار گذاشتم مرا به مکه برسانند و در عوض، تمام گله ام مال آن ها باشد. آن ها پذیرفتند و این گونه، سفر طولانی ام در کویر خشک جزیره العرب آغاز شد.

در این سفر،رنج و آزار بسیاری از دست هم سفرانم کشیدم. و سرانجام وقتی به اولین شهر نزدیک شدیم، افراد کاروان ظالمانه مرا به عنوان برده به یک یهودی ساکن حجاز فروختند و اموالم را تصاحب کردند!!

در جست وجوی نشانه ها

منطقه ای که در آن، به بردگی یهودیان در آمدم، کیلومترها با مکه ، شهری که قرار بود طبق پیش گویی ها، محل ظهور پیامبر آخرالزمان باشد  فاصله داشت.

کاروان تجاری اهل مکّه گه گاه از آن جا می گذشتند و اخبار مکه را از آنان می پرسیدم.

رفته رفته فهمیدم نام شهری که در اطراف آن به بردگی فروخته شده ام، «یثرب» است.

  • سید محمد حسین مرکبی