فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۶۱ مطلب با موضوع «جهاد فرهنگی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

🔸

📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)

تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم.

ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. 

- خب برو ببین خدا کیه!

- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم.

پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.

- حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. 

- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.

مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».

پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم».

شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد.

پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم».

نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.

تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»

حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.

📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)

@haerishirazi

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


  آیا می دانید بعضی از قسمت ها در اقیانوس ها ۱۰ کیلومتر عمق دارد و خداوند از تعداد جانوران در آن عمق، از هزاران سال پیش تا به امروز با خبر است و آمار همه آنها در کامپیوترهای بزرگی نزد خدا ثبت است!!!
 و نیز خداوند بزرگ از کرات عظیم آسمانی که میلیونها سال نوری از ما فاصله دارند با خبر است ، آیه زیر تاکید بر این واقعیت عجیب و بزرگ دارد :

 . . . لِتَعْلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلْأَرْضِ وَأَنَّ ٱللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.
( سوره مائده آیه٩٧)
 ترجمه:
. . .  بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مى‌داند؛ و خدا به هر چیزى داناست.
نکته مهم : 
  دو بار در همین یک آیه فرموده که خدا همه چیز را می داند. چند علامت تاکید هم در آن قرار داده است.
 علت بسیاری از کارهای اشتباه ما در باور و یقین نداشتن به علم خداست ، وقتی خدا از تمام تلاش ها و همه لحظه های عرق ریختن و زحمت و رنج کشیدن ما با خبر است و در دفاتری ثبت ‌کرده که مردم نمی توانند آنرا محو کنند و هیچ پاک کن بشری بر آن اثر ندارد، پس چه غم داریم، چرا باز ریا می کنیم و می خواهیم مردم ضعیف و ناتوان بدانند ما چه کارهای نیکی انجام دادیم؟!
  اگر ایمان و باور خودرا به عظمت خدا و آگاهی فراگیر و گسترده و فرا زمانی او بسیار قوی کنیم ، آن وقت درخت عظیم الجثه ایمان ما، میوه هایی زیاد و شیرین خواهد داد. انشاءالله 
تدبر ردیف۲۳۶
گروه تدبر در قرآن در ایتا

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

صعود به قله


🔻🔺
《به مناسبت میلاد بزرگترین زن هستی》
⚡️وقتی یک کوهنورد می خواهد به قله صعود کند، یا وقتی می خواهد یک بالن بیشتر اوج بگیرد، بارش را سبک می کند.
🍃انسان هم با دل کندن از بعضی اقلام درشت و قابل ذکر و دادن به نیازمند، زمینه اوجش فراهم می شود.
🌸در تاریخ آمده حضرت فاطمه(س) بهترین لباس و زیورآلات خودرا به فقرا بخشیدند. 
🍃ایشان در خانواده ای زندگی می کردند که بزرگ زاده بودند، اما ناز پرورده نبودند.
 چادر ایشان بقدری کهنه و وصله دار است که وقتی چشم جناب سلمان به چادر ایشان می افتد اشکش جاری می شود با خود می گوید: دختر پادشاه روم و ایران، لباس ابریشم و زربافت می پوشند، ولی دختر پیامبر خدا(ص) چادرش وصله دارد.
🍃وجدان و اخلاق اقتضا می کرد، که خانواده پیامبر(ص) وضع مردم را در نظر بگیرند و ساده زندگی کنند.
🌸 هر کس بتواند حضرت فاطمه(س) را الگو قرار دهد و تجمل را در حد مقدور کنار بگذارد ، قطعا زندگی شیرین تری خواهد داشت و در اثر سبک شدن، اوج می گیرد.
والسلام
#تاریخ_تک_ردیف۱۰۱۷
کانال همراه با تاریخ
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

🔻
به مناسبت ایام حضور امام سجاد در مدینه بعد از فاجعه عاشورا :
✔️مسعودی (مورخ) در توصیف عصر امام سجاد(ع) می نویسد:
🔸«علی بن الحسین امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار، عهده دار شد»
🔆در چنین زمانی که به خاطر اختناق بعد از حادثه عاشورا، نمی شد مردم را در کوچه و بازار تبلیغ کرد.امام سجاد به تبلیغ درون خانه خود روی آوردند.
🍃در آن زمان در بازار برده فروشان، برده فراوان بود، برده ها معمولا افرادی مطیع بودند و ضمیری صاف و پاک داشتند.
🔆 امام سجاد هر سال معمولا تعداد قابل توجهی برده می خریدند و هنوز یک سال از مدت خرید نگذشته آنها را آزاد می کردند.🌷
🍃رمز کار این بود، این بردگان را امام در خانه تحت آموزش و تربیت قرار می دادند و با آزاد کردن آنها پس از چند سال، در شهر مدینه گروه زیادی از بندگان و کنیزان آزاد شده آن حضرت دیده می شد.
🔆آنان به صورت انسانهاى نمونه ، اثر تربیتی در جامعه می گذاشتند و پس از آزادى نیز ارتباطشان با امام وصل بود.
🍃امام با این برنامه در واقع یک کانون تربیتى به وجود آورده بودند، این برنامه با توجه به محدودیتهایى که امام در ارشاد مستقیم جامعه داشتند، ابتکاری بسیار درخور توجه بود. 
✔️بر گرفته از کتابهای: 
زندگانى زین العابدین، نوشته سید الاهل، عبدالعزیز، ترجمه حسین وجدانى ص 55
و کتاب امام چهارم پاسدار انقلاب کربلا از استاد على اکبر حسنى 
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
کانال تبیین تاریخ  eitaa.com/tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


🌀هنوز هم بعضی ها سؤال می کنند این که امام حسین به لشکر حر فرمودند شما مرا دعوت کردید . اگر نمى خواهید بر مى گردم!  منظورشان چه بود ؟
🌀آیا معنایش این است که بر مى گردم و با یزید بیعت مى کنم و از تمام حرفهایى که در باب امر به معروف و نهى از منکر , شیوع فساد و وظیفه مسلمان در این شرایط گفته ام , صرف نظر مى کنم و در خانه خود مى نشینم و سکوت مى کنم ؟ 
⤴️نامه مردم کوفه فقط جهت حرکت کاروان امام را تعیین کرد ، فرصت مناسبی پیش آورد که امام حرکت به سمت کوفه را برای ادامه قیام انتخاب کنند، ولی عامل برای شروع قیام نبود.
🔸 البته کوفه آن زمان نقش موثرى در سرنوشت کشورهاى اسلامى داشت کوفه آنوقت، رقیب شام بود و اگر مردم کوفه در پیمان خود باقى مى ماندند احتمالا امام حسین علیه السلام موفق مى شدند. 
✖️حال که نظر کوفیان تغییر کرده، امام می فرماید بر مى گردیم ، امام می خواهند بروند به جایی که امکان بهتری برای مبارزه باشد ، یا زمان بگیرند تا تدبیری جدید انجام دهند، تغییر مسیر ، فقط تغییر سنگر است.
🔸در نهایت چون دشمن دست امام را خوانده بود اجازه حرکت به امام نداد و گفت یا بیعت یا جنگ، امام که اصلاً حاضر به بیعت با شیطان و شیطان صفتان نبودند ، گزینه جنگ را انتخاب کردند.
#ردیف۹۷۷
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

پیاده روی اربعین

به نام خدا

 

🔸1-شرکت کنندگان از ملیت های مختلف در #پیاده_روی_اربعین، احساس می کنند که مرزی میان کشورهایشان نیست و همه یک ملت اند.

🔸2- در پیاده روی اربعین، هدف سود شخصی و مادی نیست ، اینجا اصل بر«دیگر خواهی» و خدمتگذاری به زائر است.

🔸3- مردم دنبال رفاه و راحتی اند، ولی در پیاده روی اربعین، بر خلاف منطق رفاه طلبی، خود را در شرایط سخت قرار می دهند.

🔸4- در نظام کنونی جهان ، رسانه ها یکی را صدتا نشان می دهند ، ولی در پیاده روی اربعین ، سعی بر ارائه خدمت است ، نه کار نمایشی و رسانه پسند.

🔸5- امنیت جانی برای مردم یک اصل است ؛ ولی در پیاده روی اربعین، با وجود احتمال انفجار ، حتی در سخت ترین شرایط از حرکت به سوی هدف باز نمی ایستند.

 🔸6- معمولا دولت ها یک اتفاق را کلید زده و مدیریت می کنند ، ولی این جا مردم ، همه کاره اند.

🔸7- اکنون در جهان ، روابط درون خانواده به حداقل رسیده ، اما در پیاده روی اربعین خیلی ها خانوادگی می آیند با روابط گرم و صمیمی.

🔸8- امروزه مردم روابط سردی نسبت به هم دارند ، ولی در پیاده روی اربعین ، دوستی و اخوت و گرمی روابط، در همه جا دیده می شود.

✍️تذکر: این نوشتار با ایده گیری از مقاله آقای هادی آجیلی /استادیار دانشگاه/ صورت گرفته است.

«ردیف »

✍️«کانال #تبیین_تاریخ در ایتا ، سروش و گپ با بروزترین مطالب تاریخی در خدمت شماست»

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

🔸از مجلس دهم ( سال 1314) به بعد زمام امور کاملا در دست حکومت خودکامه رضا خان قرار گرفت و حتی یک نماینده مخالف به مجلس راه نیافت و هر کس در مجلس بود در اصل، نماینده شاه بود و آزادی انتخابات مفهوم نداشت.

🔸مجلس چهاردهم

در انتخابات این دوره نیز دولت علی سهیلی اعمال نفوذ بسیاری کرد که مورد اعتراض شدید گروه اقلیت مجلس به رهبری دکتر مصدق قرار گرفت.

🔸مجلس هفدهم

انتخابات مجلس در اغلب حوزه‌ها با دخالت نظامیان و خوانین قدرتمند و عوامل بیگانه بدرستی برگزار نشد. بخصوص دولت انگلیس که با ملی شدن نفت ایران وخلع ید از کارکنان انگلیسی شرکت نفت دستش از همه جا کوتاه شده بود، تمام عزم خود را برای مداخله همه جانبه در انتخابات دوره هفدهم جزم کرده‌ بود.

🔸مجلس نوزدهم

انتخابات مجلس نوزدهم زیر نظر مستقیم اسدالله علم برگزار شد. با حضور وی به عنوان وزیر کشور امکان هرگونه انتخابات آزاد سلب شد. در این دوره، رژیم از حضور افراد میانه‌ رو در انتخابات جلوگیری کرد.

در این دوره نیز مانند دوره گذشته، تقلب‌های بی‌شماری در انتخاب نمایندگان صورت گرفت. این موضوع بویژه از سوی دستگاه علم بیشتر نمایان شد.

علم در این دوره نیز تلاش کرد تا نامزدهای نمایندگی هوادار خود را راهی مجلس کند. به عنوان نمونه می‌توان به انتخاب‌ شدن مهدی ارباب یزدی نماینده بندر عباس اشاره کرد که با دخالت مستقیم علم انتخاب شد.

ادامه دارد...

شماره ردیف 829

️برای آشنایی با تاریخ پر مغز اسلام به کانال تبیین تاریخ بپیوندید @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

هر مسلمانی این سؤال را از خود می کند چه مشکلی پیش آمد که خدا آخرین امام را از چشم مردم پنهان کرد؟

پنهان کرد چون دیگر جای درنگ نبود .

پنهان کرد تا چرخ روزگار بگردد و بگردد شاید زمانی برسد که امت از گذشته خود توبه کند.

وقتی مردم قدر یازده امام را ندانستند، باید آخرین امام از چشم ها پنهان میشد تا روزی که زمینه فراهم گردد.

مگر راهی هم به غیر از این وجود داشت؟

و امروز هر کسی با مراجعه به عقل و وجدان خود باید طوری کار کند تا در آمدن آخرین امام تسریع شود و گرنه به خاطر کوتاهیش برای همیشه حسرت خواهد خورد.

برای آشنایی با تاریخ پر مغز اسلام به کانال تبیین تاریخ بپیوندید @tarikhye

شماره ردیف 828

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰



🔸مسلم بن عقیل نائب امام ، شمارا در کوفه می بیند می گوید: سلاح بردار بیا کمک، قطعا به او نمی گوییم با چه مقدار حقوق؟
🔸اگر ابن زیاد چند کوچه آنطرفتر استخدام با حقوق عالی داشته باشد ، بدیهی است به او نمی پیوندیم.
در کوفه نشسته ایم ، خبر های جست و گریخته ای آمده که امام حسین(ع) به نزدیک شهر رسیده اند ولی سپاه ابن زیاد راهشان را بسته ، نمی گذارد وارد کوفه شوند.
🔸آیا بازهم شب راحت می خوابیم؟ یا سلاح بر می داریم ، در تاریکی شب، اطراف کوفه دنبال یک رخنه میان سربازان ابن زیاد می گردیم تا محاصره را شکسته ، از شهر خارج شده ، به امام بپیوندیم؟
🔸چرا بعضی از ما وقتی که توفیق خدمت داریم ، وقتی که لازم نیست محاصره بشکنیم و به سختی به امام برسیم ، وقتی که جبهه انقلاب در محاصره کامل نیست و جهاد، راحت تر و کم هزینه تر است، به صحنه نمی آییم ؟!
🔸چرا بعضی ها در گرماگرم شبیخون ، بازهم اگر برای جهاد فرهنگی بخواهند قدمی بردارند در قبال وجه است؟
🔸جالب است که می گویند اسب حضرت عباس هم کاه و جو می خواهد، اگر این مقدار بدهید می آییم ، ولی توجه نمی کنند حضرت عباس، تأمین خوراک اسبش را شرط حضور برای یاری قرار نداد، این خداست که جهادگران را گرسنه نخواهد گذاشت.
🔸به راستی آیا منتظریم علی(ع) و فاطمه(س) در کوچه های مدینه برای درخواست کمک به در منزل ما بیایند؟!
✔️کانال تبیین تاریخ @tarikhye
شماره ردیف: 826

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

تحمل مخالف



🌸 به مناسبت میلاد مسعود امام حسین(علیه السلام) و مناسب برای تحمل مخالف در ایام انتخابات:
🌸🍃🌿🌱🌸🌿🌱🍃🌸
🌱عصام بن مصطلق گفت: به مدینه وارد شدم حسین بن علی(ع) را دیدم، زیبایی وهیبتش ، مرا به حسد واداشت ، بخاطر کینه ای که از پدرش داشتم آنچه توانستم به او و پدرش ناسزا گفتم.
🌱امام حسین (ع) از روی مهربانی نگاهی به من کرد و چند آیه از قرآن در مورد عفو و گذشت خواند و از دست شیطان به خدا پناه برد و گفت:
🌱قدری آرامش خود را حفظ کن، من برای خودم و برای تو از خداوند آمرزش می طلبم، اگر کمکی خواسته باشی تو را کمک می کنیم، اگر راهنمائی خواسته باشی تو را راهنمائی می کنیم.
🌱عصام گوید: من از گفته های خود پشمان شدم ، امام (ع) چون آثار شرمندگی را در چهره ام دید فرمود:
" سرزنشی بر شما نیست، خداوند شما را می آمرزد..."(یوسف/92)
🌱بعد به من فرمود: اهل شام هستی؟ عرض کردم : بلی.
🌱فرمود: خداوند ما و شما را زنده نگهدارد، بدون اینکه خجالت بکشی اگر حاجتی داری از ما بخواه.
🌱عصام گوید: زمین با همه وسعتش بر من تنگ شد ، دوست داشتم شکافته شود تا به زمین فرو روم، دیگرازخجالت نتوانستم آنجا بمانم، کم کم به کناری رفته و دورشدم، در حالی که (در آن لحظه) روی زمین از او و پدرش نزد من کسی دوست داشتنی تر نبود.      ✔️منبع: سفینة البحار، ج 2، ص 116.
شماره ردیف 824
کانال تبیین تاریخ @tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی