فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

فرهنگ و زندگی

نکات جذاب و حتی الامکان مفید برای نسل جوان

وبلاگی با مطالب جدید و جذاب و مفید برای شما انشاءالله

۴۵ مطلب با موضوع «آزادی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

🔸

📝 (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)

تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم.

ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من. 

- خب برو ببین خدا کیه!

- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم.

پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.

- حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا. 

- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.

مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».

پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم».

شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد.

پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم».

نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.

تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»

حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.

📖 منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)

@haerishirazi

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

صعود به قله


🔻🔺
《به مناسبت میلاد بزرگترین زن هستی》
⚡️وقتی یک کوهنورد می خواهد به قله صعود کند، یا وقتی می خواهد یک بالن بیشتر اوج بگیرد، بارش را سبک می کند.
🍃انسان هم با دل کندن از بعضی اقلام درشت و قابل ذکر و دادن به نیازمند، زمینه اوجش فراهم می شود.
🌸در تاریخ آمده حضرت فاطمه(س) بهترین لباس و زیورآلات خودرا به فقرا بخشیدند. 
🍃ایشان در خانواده ای زندگی می کردند که بزرگ زاده بودند، اما ناز پرورده نبودند.
 چادر ایشان بقدری کهنه و وصله دار است که وقتی چشم جناب سلمان به چادر ایشان می افتد اشکش جاری می شود با خود می گوید: دختر پادشاه روم و ایران، لباس ابریشم و زربافت می پوشند، ولی دختر پیامبر خدا(ص) چادرش وصله دارد.
🍃وجدان و اخلاق اقتضا می کرد، که خانواده پیامبر(ص) وضع مردم را در نظر بگیرند و ساده زندگی کنند.
🌸 هر کس بتواند حضرت فاطمه(س) را الگو قرار دهد و تجمل را در حد مقدور کنار بگذارد ، قطعا زندگی شیرین تری خواهد داشت و در اثر سبک شدن، اوج می گیرد.
والسلام
#تاریخ_تک_ردیف۱۰۱۷
کانال همراه با تاریخ
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


قسمت اول:
💠در اهمیت نگاه به زندگی مقداد همین بس که او بعد از معصومین جزء چهار نفری است که دارای بالاترین رتبه در اسلام بودند:
➕ این افراد طبق بیان پیامبر(ص) بترتیب عبارتند از علی(ع) – سلمان فارسی –  ابوذر غفاری و مقداد.
⚡️آن روزها هر کس به پیامبر گرایش پیدا می کرد ، مشرکین اورا شناسائی کرده ، برخوردهای تندی با او می کردند .
➕ با این وجود، تازه مسلمانها ، پیامبر(ص) را رها نکردند ، حتی وقتی که زندگی شان کاملا مورد تهدید قرار گرفت .
🌀 البته مسلمانها مجبور شدند یک زندگی نیمه مخفی همراه با پنهان کاری داشته باشند.
⏳ معلوم بود که ادامه این نوع زندگی قابل دوام نیست چرا که هر لحظه ممکن بود مشرکین، یکی از تازه مسلمانها را تحت تعقیب قرار داده و زندان و شکنجه کنند. 
⚡️ البته از همان ابتدا شکنجه غلام ها و برده هایی که مسلمان شده بودند توسط ارباب ها آغاز شده بود، پیش بینی ها این بود که قرار دارند برای بقیه مسلمین هم که اکثرا در شهر مکه بودند محدودیت های شدیدی بگذارند.
💥 رسول خدا(ص) وضعیت را خطرناک دیدند ، به مسلمانها دستور دادند بصورت پنهانی و کاملا بی خبر ، به حبشه مهاجرت کنند تا از آزار مشرکین در امان بمانند. یکی از افرادی که هجرت کرد مقداد بود.
✔️تذکر: قرار داریم ضمن نقل تاریخ زندگی حضرت مقداد ، نکات و تحلیل های خودرا هم در هر بخش ذکر کنیم.
🔸نکته۱ – آن زمان مسلمانها برای حفظ دین خود از دیار شرک فرار و هجرت کردند، ولی امروز بعضی از جوانهای مسلمان برای حفظ دنیای خود، کشور اسلامی را ترک کرده و به دیار شرک می روند !!
〰️کانال همراه با تاریخ در خدمت شما
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

🔻
به مناسبت ایام حضور امام سجاد در مدینه بعد از فاجعه عاشورا :
✔️مسعودی (مورخ) در توصیف عصر امام سجاد(ع) می نویسد:
🔸«علی بن الحسین امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار، عهده دار شد»
🔆در چنین زمانی که به خاطر اختناق بعد از حادثه عاشورا، نمی شد مردم را در کوچه و بازار تبلیغ کرد.امام سجاد به تبلیغ درون خانه خود روی آوردند.
🍃در آن زمان در بازار برده فروشان، برده فراوان بود، برده ها معمولا افرادی مطیع بودند و ضمیری صاف و پاک داشتند.
🔆 امام سجاد هر سال معمولا تعداد قابل توجهی برده می خریدند و هنوز یک سال از مدت خرید نگذشته آنها را آزاد می کردند.🌷
🍃رمز کار این بود، این بردگان را امام در خانه تحت آموزش و تربیت قرار می دادند و با آزاد کردن آنها پس از چند سال، در شهر مدینه گروه زیادی از بندگان و کنیزان آزاد شده آن حضرت دیده می شد.
🔆آنان به صورت انسانهاى نمونه ، اثر تربیتی در جامعه می گذاشتند و پس از آزادى نیز ارتباطشان با امام وصل بود.
🍃امام با این برنامه در واقع یک کانون تربیتى به وجود آورده بودند، این برنامه با توجه به محدودیتهایى که امام در ارشاد مستقیم جامعه داشتند، ابتکاری بسیار درخور توجه بود. 
✔️بر گرفته از کتابهای: 
زندگانى زین العابدین، نوشته سید الاهل، عبدالعزیز، ترجمه حسین وجدانى ص 55
و کتاب امام چهارم پاسدار انقلاب کربلا از استاد على اکبر حسنى 
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
کانال تبیین تاریخ  eitaa.com/tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


🌀هنوز هم بعضی ها سؤال می کنند این که امام حسین به لشکر حر فرمودند شما مرا دعوت کردید . اگر نمى خواهید بر مى گردم!  منظورشان چه بود ؟
🌀آیا معنایش این است که بر مى گردم و با یزید بیعت مى کنم و از تمام حرفهایى که در باب امر به معروف و نهى از منکر , شیوع فساد و وظیفه مسلمان در این شرایط گفته ام , صرف نظر مى کنم و در خانه خود مى نشینم و سکوت مى کنم ؟ 
⤴️نامه مردم کوفه فقط جهت حرکت کاروان امام را تعیین کرد ، فرصت مناسبی پیش آورد که امام حرکت به سمت کوفه را برای ادامه قیام انتخاب کنند، ولی عامل برای شروع قیام نبود.
🔸 البته کوفه آن زمان نقش موثرى در سرنوشت کشورهاى اسلامى داشت کوفه آنوقت، رقیب شام بود و اگر مردم کوفه در پیمان خود باقى مى ماندند احتمالا امام حسین علیه السلام موفق مى شدند. 
✖️حال که نظر کوفیان تغییر کرده، امام می فرماید بر مى گردیم ، امام می خواهند بروند به جایی که امکان بهتری برای مبارزه باشد ، یا زمان بگیرند تا تدبیری جدید انجام دهند، تغییر مسیر ، فقط تغییر سنگر است.
🔸در نهایت چون دشمن دست امام را خوانده بود اجازه حرکت به امام نداد و گفت یا بیعت یا جنگ، امام که اصلاً حاضر به بیعت با شیطان و شیطان صفتان نبودند ، گزینه جنگ را انتخاب کردند.
#ردیف۹۷۷
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

سرگذست خواندنی #سلمان_محمدی
(قسمت۴۵)

🔸وقتی آخرین حاکم #ساسانی در ایران سقوط کرد و فراری شد، شمار همراهیان و رامشگران  و آشپزها و چاکرانش به صدها نفر می رسید .
 ⚡️از #عجایب_هفتگانه جهان اینکه بعد از او دانشمندی عارف و زاهد و مردم دوست حکومت #مدائن(#ایران قدیم) را بدست گرفت که شاگرد اول مکتب اسلام (بعد از معصومین) بود .
 یعنی #سلمان . . .
٪..!..٪..!..٪..!..٪..!..٪
ادامه دارد . . . 
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

 

با کاروان قرار گذاشتم مرا به مکه برسانند و در عوض، تمام گله ام مال آن ها باشد. آن ها پذیرفتند و این گونه، سفر طولانی ام در کویر خشک جزیره العرب آغاز شد.

در این سفر،رنج و آزار بسیاری از دست هم سفرانم کشیدم. و سرانجام وقتی به اولین شهر نزدیک شدیم، افراد کاروان ظالمانه مرا به عنوان برده به یک یهودی ساکن حجاز فروختند و اموالم را تصاحب کردند!!

در جست وجوی نشانه ها

منطقه ای که در آن، به بردگی یهودیان در آمدم، کیلومترها با مکه ، شهری که قرار بود طبق پیش گویی ها، محل ظهور پیامبر آخرالزمان باشد  فاصله داشت.

کاروان تجاری اهل مکّه گه گاه از آن جا می گذشتند و اخبار مکه را از آنان می پرسیدم.

رفته رفته فهمیدم نام شهری که در اطراف آن به بردگی فروخته شده ام، «یثرب» است.

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰

اسلام و اسیر


یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ ...
ﺍﻱ #ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ! ﺑﻪ ﺍﺳﻴﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎﻳﻨﺪ ، ﺑﮕﻮ : ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺧﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﺑﺪﺍﻧﺪ ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﻟﻲ ﻛﻪ [ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﺷﻤﺎ ] ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ  ﺩﻫﺪ ، ﻭ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ  ﺁﻣﺮﺯﺩ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ .سوره #انفال آیه(٧٠) 
✔️تحلیل:
روش نگهداری و تعامل با #اسیر در اسلام با جهان متمدن امروز هزار سال فاصله دارد!
 آنها با #اسیر اینطور محترمانه برخورد می کردند و امروز چنین وحشیانه!
بیخود نبود که مردم #ایران با جان و دل اسلام را پذیرفتند❤️ و خودشان #شاه ها را کنار گذاشتند.
🌱 پیامبر (ص) می فرمودند هر اسیری به مسلمانی سواد بیاموزد آزاد می شود. 
🌱 دختر #حاتم_طایی را به احترام پدرش که باسخاوت بود آزاد کردند. 
❤️ او هم با دیدن این رفتار انسان دوستانه مسلمین ، رفت و برادرش را که از ترس مسلمان ها فراری بود، تشویق کرد تا مسلمان شود.
👀 برادرش برای راستی آزمایی به دیدار حضرت #محمد(ص) آمد دو سه برخورد بزرگوارانه از ایشان دید در عرض چند ساعت چنان شیفته رفتار پیامبر(ص) شد که اسلام آورد و تا آخر عمر ، مسلمان پر و پا قرص و مطیع فرمان ولایت باقی ماند.
🌞 اکنون آن اسلام هنوز نور می افشاند🌞 و دشمنان مانند مشرکین #مکه از اعمال وحشیانه و ضد انسانی هیچ دریغ نمی کنند که نمونه آن کشتار هزاران نفر در #فلسطین و لبنان و آشغال سرزمین مادری آنها و...
➖▫️➖▫️➖▫️➖
با مطالعه تحلیل های کانال (تبیین تاریخ) بهتر می توانید از باورهای خودتان دفاع کنید
 @tarikhye 

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


گاهی شخصیت های بزرگ، تلاش می کنند ولی به ظاهر، مبارزه آنها خفه می شود.
➖ مثلا در مورد آیه الله #مدرس ، در تاریخ آمده، در  داخل #مجلس ملی، بهرامی یک سیلی به بناگوش مدرس زد ، تهران متشنج شد و بازار بجوش آمد، بالاخره با ترفندهای #رضا_خانی همه ساکت و خفه شدند.(۱)
➖ در جای دیگر می خوانیم:
موقعی که مدرس را برای  زندان و تبعید می بردند فرزندان وی برای جلوگیری از آزار پدرشان وارد صحنه  شدند ، در همین گیر و دار لگدی به سینه مدرس خورد که تا مدتها دردش اورا آزار می داد.
➖ سرهنگ درگاهی رئیس شهربانی دستور داد پسران مدرس را کتک زده و دختران اورا حبس کنند. (۲)
➖ بعد از ۹ سال تبعید مدرس در کاشمر ، او را مسموم کردند و چون سم دیر اثر کرد، مامورین رضاشاه، #مدرس را با استفاده از شال خودش خفه کردند.
 ➖ سرهنگ درگاهی جلاد با همفکری شاه این نقشه های شوم را کشید.
 ➖ گرچه #رضا_شاه مانند دیگر اطرافیانش سرهنگ #درگاهی را هم سر به نیست کرد.
➖ ولی باید گفت انتظار به طول انجامیده، راستی زمان انتقام خون عدالت خواهان تاریخ، کی فرا خواهد رسید ؟؟
🍃🍂🍃🌿🍃🍂🍃
منابع:
۱- چهره های منفور تاریخ معاصر ایران ص۲۳۶
۲- تاریخ بیست ساله ایران نوشته حسین مکی جلد۵ ص۴۳۰
⏳کانال تبیین تاریخ در ایتا
@tarikhye

  • سید محمد حسین مرکبی
  • ۰
  • ۰


معرفی کتاب اشرف در حسرت آرزوها:🔻
در این کتاب که به همت #موسسه_کیهان به چاپ رسیده عنوان هایی مانند موارد زیر بیشتر توجه را جلب می کند‌:
🔎 افشای فشار اشرف به مطبوعات/ نقش اشرف در کودتای۲۸ مرداد/ اشرف در نقش قاچاقچی بین المللی و...

 

  • سید محمد حسین مرکبی